تبليغاتX
كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

کربلایی جواد مقدم تخریب بقیع 1388

کربلایی جواد مقدم تخریب بقیع 1388    
  

کربلایی جواد مقدم تخریب بقیع 1388 نوحه های جلسه تخریب بقیع 1388 کربلایی جواد مقدم که در هیئت بین الحرمین - تهران اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی و تصویری از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.

*****دانلود در ادامه مطلب*****
فریاد بر آرم الایا اهل عالم
من سائل دست کریم مجتبایم
یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 13:53  توسط زائربقيع   | 

حاج حسن خلج سالروز تخریب بقیع 1388

حاج حسن خلج سالروز تخریب بقیع 1388    

حاج حسن خلج سالروز تخریب بقیع 1388جلسه کامل سالروز تخریب بقیع 1388 حاج حسن خلج که در هیئت ائمه بقیع - اصفهان اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.

*****دانلود در ادامه مطلب*****
فریاد بر آرم الایا اهل عالم
من سائل دست کریم مجتبایم
یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 13:30  توسط زائربقيع   | 

پیراهن عروسی

پیراهن عروسی

پیوند آسمانی

آن روز، تمام بازار شهر در التهاب بود. اهل بازار را ولوله‎ای بود وصف نشدنی. می‎گفتند که علی (علیه‎السلام) ـ شجاع‎ترین مرد عرب ـ زره خود را برای فروش آورده است تا هزینه ازدواج خویش را فراهم کند. نمی‎دانم چرا دل‎شوره‎ای عجیب مرا فرا گرفته بود. مدتی دکان خیاط را برانداز کردم تا این که کسی برای خرید من مراجعه کرد. دل‎شوره‎ام بیشتر شد. احساس اضطراب داشتم. به راستی به کدام خانه دعوت شده بودم؟

و تازه فهمیدم که مجلس عروسی علی(علیه‎السلام) است و من قرار است تن‎پوش عروس او باشم. ‎چه عروسی؛ دختر بهترین خلق خدا، دختر رسول اکرم.

من پیراهن عروسی زهرا(علیهاالسلام) شده بودم.

چنان سرمست شادی بودم که احساس کردم عالمی مرا به چشم حسرت می‎نگرد. من تن‎پوش قامتی بودم که خداوند بر او فخر می‎کرد و رسولش از آن بوی بهشت می‎جست. صدای نفس‎های قدسی او را می‎شنیدم که با هر نفس، ذکری می‎گفت و کائنات با او تکرار می‎کردند. من بر تن کسی بودم که وقتی به نماز می‎ایستاد، نمازش در پس پرچین حضور ملائک، غرق می‎شد که گویی او را به عرش می‎بردند و رو در رو با معبود خویش سخن می‎گفت.

لطفی عظیم، شامل حالم شده بود؛ بی آن که شایسته آن باشم. چه نیکو مجلسی است این جشن؛ گویی تمام انبیا، به تهنیت‎گویی رسول خدا آمده‎اند و خلق، در شور و شعف، علی(علیه‎السلام) را شادباش گویند.

آنقدر در این سرور غرقم که در خویش نمی‎گُنجم.

جماعت، برای همراهی عروس، به سمت علی(علیه‎السلام) راه افتادند، کوچه‎ها را طی می‎کردند و من در شادی خویش، جماعت را می‎نگریستم. ناگاه، صدایی جماعت را از راه رفتن باز داشت؛ صدایی که بانوی مرا خطاب کرده بود و طلب یاری می‎کرد. تمام مردم، منتظر جواب او بودند که ناگاه امر کرد که پیراهن کهنه‎اش را بیاورند. باور نمی‎کردم! مرا از تن درآورد و به سائل داد. حتی آن زن سائل هم باور نمی‎کرد. چه می‎کنید بانوی من؟!

جماعت، حیرت‎زده می‎نگریستند. من که بهت‎زده در دستان آن سائل پیر می‎نگریستم و در این اندیشه بودم که چگونه بی هیچ منتی مرا بخشید و به سمت خانه امیدش رفت؛ ولی دیدم که سائل پیر، چشمانش را چون دو چشمه جوشان جاری کرده بود و زیر لب او را دعا می‎کرد. من دیدم که علی (علیه‎السلام) با دیدن من در دست آن فقیر بینوا، قطرات اشک، بر لبخند زیبایش چکیده می‎شد. من دیدم که رسول خدا از شنیدن این واقعه آنقدر گریست که ندای «فداها ابوها» فضا را پر کرد. چه مجلس جشنی بود که با اشک پایان گرفت!

خداحافظ، بانوی من که خلق در حیرت زندگانی تواَند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:42  توسط زائربقيع   | 

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام)ازحاج سعید حدادیان

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام)ازحاج سعید حدادیان
دانلود در ادامه مطلب
یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:39  توسط زائربقيع   | 

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حاج محمود کریمی

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حاج محمود کریمی
دانلود در ادامه مطلب
یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:36  توسط زائربقيع   | 

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حسن خلج

دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حسن خلج
دانلود در ادامه مطلب
یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:33  توسط زائربقيع   | 

عقد زهرا را بست در عرش مجید

عقد زهرا را بست در عرش مجید

این شنیدستم كه روزى خواجه والا تبار

احمد مختار، یكتا گوهر درج فخار

بود مشغول عبادت در سراى خویشتن

با دلى خالى ز حب عالم بى اعتبار

ناگهان جبرئیل از دربار دادار جلیل

گشت نازل پیش آن مهر سپهر اقتدار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:27  توسط زائربقيع   | 

عقد علی و فاطمه در آسمان بسته شد

عقد علی و فاطمه در آسمان بسته شد


امشب خدا لطف نهان خود هویدا می‎کند

امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می‎کند

امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می‎کند

یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می‎کند

با چشم دل در صورت او سیر معنا می‎کند

امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان

خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوشدل زمین؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:24  توسط زائربقيع   | 

جشن فاطمه و علی(علیهماالسلام)

جشن فاطمه و علی(علیهماالسلام)

پیوند آسمانی

فرود آمد و منبری از نور و روشنی

و خطبه خوان علی و فاطمه بود جبرئیل امین

و طوبی شاد و با نغمه‎های وزین

و صدای سلام و صلوات خدای علّی

و فاطمه یک دنیا و یک دنیا علی

و چه خوب شد که فاطمه گشت همراه علی

و چند فرشته به پشت سر و پیش رو

نوید در می‎دهند شاد باش ای رب منجلی

که وصال در دست فاطمه است و علی

و هزاران سلام و هزاران گل‎واژه نوید

رسید رسید به گوش همه با وصال فاطمه و علی

و مدینه، خانه علی و شور و شوق وصف ناپذیر

رسید ندا که برآیید همه کائنات در جشن فاطمه و علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:22  توسط زائربقيع   | 

خوشبختی وام بانکی نیست

خوشبختی وام بانکی نیست


هر ساله میلیون ها زوج در سراسر دنیا از یکدیگر جدا می شوند و خود ، والدین و کودکان خود را دچار پیامدهای بعد از طلاق می کنند . متاسفانه آمار طلاق نیز در کشور ما به طرز وحشتاناکی در حال گسترش است . پدیده طلاق از انجایی برای جامعه شناسان حائز اهمیت است که هسته مرکزی خانواده های نسل آینده بشر در خطر است . امروزه زوج های جوان بدون توجه به عواملی که والدین آنها در گذشته برای شناخت همسر مناسب استفاده می کردند ازدواج کرده و فکر می کنند که روشهای مطمئن ولی قدیمی گذشته برای زندگی در عصر حاضر کاربردی ندارند . متاسفانه ازدواجهایی که این روزها صورت می گیرد بیشتر از آنکه جنبه خانوادگی داشته باشد جنبه عاطفی داشته و بدون شناخت کافی از روحیات و ویژگیهای اخلاقی طرف مقابل صورت می گیرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:20  توسط زائربقيع   | 

عروسی خوبان

عروسی خوبان

امروز روز پیوند زهرا و علی است.

عاشقانه‎ترین روز تاریخ .

عاشقانه‎ترین فصل زندگی بشر .

فصل بهار عشق، فصل بهار عاشقان .

فصل ماه و آفتاب .

فصل آینه و آب .

امروز در سرزمین رسالت، بهار می‎شود .

امروز درخت «عصمت» در خانه وحی شکوفه می‎کند و به بار می‎نشیند .

امروز باغ ملکوت سبزترین بهارش را تجربه می‎کند .

امروز ملایک، خرمن خرمن، گل به دامن می‎کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:13  توسط زائربقيع   | 

درس‎هایی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهما‎السلام)

درس‎هایی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهما‎السلام)

از ماجرای ازدواج حضرت علی ‌و حضرت فاطمه‌(علیهماالسلام) نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادت و پیروی راستین اسلام هستیم، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آن که ساده‌ زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، وگرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند، و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.

درس‌هایی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا(علیهماالسلام) می‌گیریم از این قرار است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:9  توسط زائربقيع   | 

خانه بهشتی

خانه بهشتی

عشق به خانواده

چیزهایی كه از كف می‌روند و باز نمی‌گردند، حق است كه به خاطره تبدیل كنیم و در حافظه نگه داریم. اگرچه حیف است كه خاطرات فقط در حافظه، عتیقه شوند و به كار نیایند. حتی اگر خاطرات زندگی یك چهره سیاسی، به كام ما خوش نیاید، یا حتی اگر فكر كنیم دوره این حرف‌ها گذشته است، مرور خاطرات خصوصی زندگی او، باز هم شیرین و شنیدنی و به كار آمدنی‌اند. حیف كه این روزها فقط در حافظه اسناد بنیاد شهید، عتیقه‌هایی شده‌اند برای یادگاری كه گه‌گاه لابه‌لای كاغذهای روزنامه‌ها و كتاب‌ها، به كار می‌آیند. «خانه بهشتی» به روایت مرحومه «عزت‌الشریعه مدرس مطلق» ـ همسرش ـ ، روایتی واقعی از یك زندگی ساده و صمیمی اما عاشقانه و انسانی است. مگر نه آنكه زندگی انسانی همان زندگی اسلامی است كه امروزه بسیاری تلاش می‌كنند این دو را از هم جدا كنند. همان‌ها كه اصرار دارند به همگان تلقین كنند كه عصر «بهشتی» بودن و خانه‌ای بهشتی ساختن تمام شده است. شاید امروز یافتن چنین خانه‌ای در شهر و زندگی ما به دشواری یافتن انسان باشد،‌ پس عجالتاً شمع روشن كنید و این عتیقه‌های خاك گرفته را در این خانه به تماشا بنشینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:6  توسط زائربقيع   | 

بحران ازدواج و بي همسري

بحران ازدواج و بي همسري

ازدواج
در مقايسه با ديگر ارتباطات ،ازدواج، ارتباطي است که تأمين نيازهاي بي‌نظيري را براي افراد در ابعاد مختلف عاطفي، رواني، اجتماعي، زيستي و... به همراه مي‌آورد. از اين رو در دين مبين اسلام، روايات بي‌شماري داريم که بر ضرورت ازدواج در بين جوانان تأکيد بسيار دارند؛ امّا با توجّه به همه تأکيدات و ضرورت‌هاي فردي و اجتماعي براي ازدواج، امروز، شاهد افزايش ميانگين سن ازدواج در ميان جوانان و مُعضلي به نام کاهش ميزان ازدواج در کشور هستيم. بر اين اساس، بالا رفتن سن ازدواج در ايران، مسيري را مي‌پيمايد که بيم آن مي‌رود در اينده‌اي نه چندان دور، کشور، با بحران ازدواج رو به رو شود و مشکلات فراوان اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ناشي از تأخير در ازدواج، در جامعه رواج پيدا نموده، در افکار جامعه نيز موجّه جلوه کند..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:2  توسط زائربقيع   | 

چرا ازدواج مهم است؟

ازدواج

سخن خود را با سخنی از مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) آغاز می كنیم . وی در جواب فیلسوف شهیر اروپایی برتراند راسل كه چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع كرده است، نوشت :

« با ازدواج می خواهد انسان به وجود آید، مسأله انسان مطرح است .»


بنابراین ، ارضای غریزه جنسی و تأمین نیازهای فیزیولوژیك انسان از آثار مثبت ازدواج است ؛ ولی می توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد : تكمیل ، تسكین و تولید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:0  توسط زائربقيع   | 

عروس و دامادی جاودانه

عروس و دامادی جاودانه

بدون تردید رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و حیات طیبه انسانی آرزوی مشترک تمامی انسان ها است که ریشه در نهاد و فطرت آنان دارد. در این راستا زنان و مردان در خانواده هر کدام جایگاه و نقش خاص خود را دارند که در صورت ایفای نقش و رسالت واقعی و درست خود غرض خلقت را حاصل می کنند.

و عاشروهن بالمعروف(سوره نساء آیه 19)


یک مرد فهیم که دارای سلامت روحی و روانی است، به دور از تعصب و خودخواهی، خویش را در غم و شادی همسرش شریک می داند و سعادت خانواده را در گرو یاری و همکاری متقابل با همسر خویش می شناسد و زمانی احساس خوش بختی می کند که همسر او نیز از دل و جان لبخند رضایت بر لب داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:57  توسط زائربقيع   | 

ضیافت عشق

ضیافت عشق
فواید ازدواج شایسته

خانواده اولین و مهم ترین نهاد در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی و اولین مدرسه ای است که انسان در آن تعلیم می یابد و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می شود. بنابراین تقویت این مرکز، متضمن اعتدال و اعتلای جامعه است.

اهمیّت و شأن والای خانواده به عنوان با هویّت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز و خصوصاً قرون اخیر، موقعیت و مقام ممتازی را در بحث¬های مختلف حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، پرورشی و... به خود اختصاص داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:54  توسط زائربقيع   | 

شبي رويايي در کمال سادگي

شبي رويايي در کمال سادگي


اين روزها سبقت جستن در تجملات و چشم و هم چشمي هاي تشريفاتي ، به زحمت انداختن خانواده ها و تکلف هاي طاقت فرسا در افزودن هزينه هاي مراسم قبل، حين و بعد از ازدواج و… از جمله عوامل دور ساختن جوانان از ازدواج به هنگام و تأخير در زناشوئي است. اين مساله همچنين افزايش توقعات و غلبه مشکل و زرق و برق ماديات بر معنويت ها و کاهش بهره وري در ازدواج مي شود به طوري که ديگر کمتر کسي را مي توان يافت که با کمترين هزينه و ساده ترين مراسم تن به آغاز زندگي زناشويي و ازدواج دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:53  توسط زائربقيع   | 

عشق ورزی حلال از نظر اسلام

عشق ورزی حلال از نظر اسلام

گل

از آنجایی‌كه دین اسلام به‌عنوان كامل ترین دین الهی مطرح است و نیازمندی‌های بشری را در هر زمانی جوابگوست؛ نسبت به ازدواج و كانون مقدس خانواده، تشویق‌ها و ترغیب‌های زیادی نموده است، تا جایی‌كه بیت‌المال را یكی از ابزارهای رسیدن به چنین هدفی قلمداد می‌كند و علاوه بر موارد ضروری تكلیف كرده تا حاكم حكومت اسلامی برای رفع معضل جوانان و پیشگیری از افتادن در ورطه انحراف و مفاسد اجتماعی از بیت‌المال مسلمانان استفاده كند. در این خصوص پیامبر عظیم‌شان اسلام می‌فرمایند:

«ما بنی بناء فی‌الاسلام احب الی الله عزوجل من‌التزویج»

«در اسلام هیچ بنایی نزد خدا محبوب‌تر از بنای ازدواج نیست»

پاكدامنی و عفت در همه ملل ستودنی است و مختص قشر خاصی نبوده و نیست وبه همین‌دلیل در همه كشورها برای ازدواج آئین مخصوصی با توجه با قوانین و فرهنگ هر ملتی وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:48  توسط زائربقيع   | 

مراسم عروسى دو نور الهی

مراسم عروسى دو نور الهی

حضرت على(علیه‎السلام) مى‎فرماید: حدود یك ماه از عقد من و فاطمه گذشت و من خجالت مى‎كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولى گاهى كه خلوت مى‎شد، مى‎فرمود: یا على چه همسر نیكو و زیبایى نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.

روزى برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیار مسرور هستم. چرا از رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) خواهش نمى‎كنى كه فاطمه را به خانه‎ات بفرستد تا به وسیله عروسى شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلى میل دارم عروسى كنم اما از رسول خدا خجالت مى‎كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر(صلّى الله علیه و آله) برویم.

على با برادرش عقیل قصد منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم، زیرا در اینگونه امور، حرف زن‎ها مؤثرتر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:46  توسط زائربقيع   | 

مراسم عقد حضرت زهرا(علیهاالسلام)

مراسم عقد حضرت زهرا(علیهاالسلام)

رسول اكرم(صلّى الله علیه و آله) پس از كسب اجازه از حضرت زهرا(علیهاالسلام) به نزد على(علیه‎السلام) آمد و با لبى خندان گفت: یا على! آیا براى عروسى چیزى دارى؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملا اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر.

پیامبر فرمود: تو مرد جنگ و جهادى و بدون شمشیر نمى‎توانى در راه خدا جهاد كنى، شمشیر از لوازم و احتیاجات اولى تو است. شتر نیز از ضروریات زندگى‎ تو محسوب مى‎شود، باید به وسیله آن آبكشى كنى و وضع اقتصادى خودت و خانواده‎ات را تامین كنى و براى اهل و عیالت كسب روزى نمایى و در مسافرت بارت را بر آن حمل كنى، تنها چیزى كه مى‎توانى از آن صرف نظر كنى همان زره است. من هم به تو سخت نمى‎گیرم و به همان زره اكتفا مى‎نمایم. یا على اكنون كه كار بدینجا رسید، مى‎خواهى بشارتى به تو بدهم و رازى را برایت آشكار سازم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:44  توسط زائربقيع   | 

مهریه و جهیزیه حضرت فاطمه(علیهاالسلام)

مهریه و جهیزیه حضرت فاطمه(علیهاالسلام)

مهریه سرور زنان عالم، دختر گرامی پیامبر اکرم، زنی که از مقام عصمت برخوردار بود عبارت است از:


1- یك زره كه به مبلغ چهارصد یا چهارصد و هشتاد یا پانصد درهم ارزش داشت.
2- یك دست لباس كتان یمنى.

3- یك پوست گوسفند دباغى نشده.(1)      

 

یك عمل آموزنده
اسلام قرارداد مهرهاى سنگین را به صلاح ملت نمى‎داند و سفارش مى‎كند كه اگر دین و اخلاق داماد را پسندیدید درباره مهر سختگیرى نكنید و با كم قناعت كنید.

پیغمبر اكرم(صلّى الله علیه و آله) مى‎فرماید: بهترین زنان امت من كسانى هستند كه زیبا و كم مهر باشند.(2) امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: بدى زن در این است كه مهرش سنگین باشد.(3) اسلام عقیده دارد كه مسابقه در ازدیاد مهر، زندگى را بر مردم سخت مى‎كند و مشكلات بزرگى را براى ملت بوجود مى‎آورد. باید با ایجاد تسهیل در امر ازدواج، جوانان را به تشكیل خانواده متمایل نمود تا از هزاران مفاسد اجتماعى و امراض روحى جلوگیرى شود. مهرهاى سنگین بنیان اقتصادى داماد را در آغاز زندگى نوین متزلزل و سست مى‎كند، به محبت و صفاى زن و شوهر لطمه مى‎زند و جوانان را به ازدواج بى رغبت مى‎كند. رسول گرامى اسلام براى این كه عملا به مردم بفهماند كه مهرهاى سنگین به صلاح ملت نیست، دختر عزیزش را با همین مهر كه ملاحظه نمودید به عقد على بن ابى طالب(علیه‎السلام) درآورد. حتى به عنوان دین هم چیزى بر ذمه او قرار نداد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:43  توسط زائربقيع   | 

حضرت على(علیه‎السلام) به خواستگارى مى‎رود

حضرت على(علیه‎السلام) به خواستگارى مى‎رود

 

پس از آن که خواستگاران حضرت زهرا(علیهاالسلام) با پاسخ منفی پیامبر اکرم روبرو شدند؛ اجمالا احساس كردند كه پیغمبر اكرم میل دارد فاطمه(علیهاالسلام) را به عقد على(علیه‎السلام) درآورد. ولى از جانب حضرت على(علیه‎السلام) هم پیشنهادی نشده بود.

یك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهى دیگر در مسجد دور هم جمع شده بودند و از هر درى سخن مى‎گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبكر گفت: مدتى است كه اعیان و اشراف عرب فاطمه(علیهاالسلام) را خواستگارى مى‎نمایند اما پیغمبر اكرم پیشنهاد احدى را نپذیرفته و در جوابشان مى‎فرماید: تعیین همسر فاطمه با خداست. ولى على بن ابى طالب(علیه‎السلام) تا حال، در مورد خواستگارى فاطمه اقدامى نكرده، گمان مى‎كنم علت اقدام نكردنش تهیدستى باشد. این مطلب براى من روشن است كه خدا و پیغمبر، فاطمه را براى على(علیه‎السلام) نگاهداشته‎اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:34  توسط زائربقيع   | 

خواستگاران حضرت زهرا(علیهاالسلام)

خواستگاران حضرت زهرا(علیهاالسلام)

پیوند آسمانی

حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل‎ترین و شریف‎ترین خانواده‎هاى قریش بودند. از حیث جمال ظاهرى و كمالات معنوى و اخلاقى از پدر و مادر شریفش ارث برده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:31  توسط زائربقيع   | 

معناى زهرا(س)

 معناى زهرا(س)     

 

روايت مفصلى از امام صادق(ع) در شرح ولادت حضرت صديقه(س) نقل شده كه ضمن آن فرمودند:
 وقتى [مولود فرخنده خديجه به دنيا آمد و] فاطمه ديده به جهان گشود، نورى از او درخشيد كه تا درون خان ه‏هاى مكه نفوذ كرد و در شرق و غرب زمين هيچ جايى نماند مگر شعاع آن نور در آن تابيد.
    ابن عماره از پدرش گزارش نموده كه گفت:
 از امام صادق(ع) درباره حضرت فاطمه(س) پرسيدم كه چرا زهرا ناميده شد؟

    فرمودند: زيرا هرگ اه در محرابش مى‏ايستاد، نور او براى آسمانيان چنان مى‏درخشيد كه نور ستارگان براى اهل زمين.
    اين فروغ جسم فاطمه(س) است كه وقتى در محراب عبادت قرار مى‏گرفت، روى تابناكش براى فرشتگان و ملكوتيان بدانگونه جلوه و تلألؤ داشت كه ستارگان در شب براى زمينيان شكوه و درخشش دارند. از اين رو آن بانوى مجللّه زهرا ناميده شد.
    ابو هشام گويد:
 از حضرت عسكرى(ع) پرسيدم: چرا فاطمه(س) زهرا نام گرفت؟
    امام فرمودند: چون رخسار او در آغاز روز، مانند خورشيد كه از مشرق سر برآورد و طلوع كند براى امير مؤمنان(ع) مى‏درخشيد و در نيمروز بسان ماه تابان جلوه ‏گرى مى‏نمود و هنگام غروب آفتاب همچون ستاره‏اى روشن مى‏تابيد.


 


ياس بوی حوض كوثر می‌دهد*عطر اخلاق پيمبر می‌دهد *

حضرت زهرا دلش از ياس بود*دانه های اشکش از الماس بود


کاملترین ویژه نامه از حضرت زهرا در اینترنت 

1چشم تر ---۲پرستوی علی پر کشید---۳روزگار فاطمه --4مباهله ---۵-- مصحف فاطمه 6-ماجرای فاطمه

7 -ماجرای فدک 8 ماجرای سقیفه ۹حکایت علی و چاهای صبور مدینه ۱۰10 فاطمه و حضور در صحنه های نبرد۱۱ایا خانه داری فضیلت است ۱۲زهرا علیه السلام علت خلقت۱۳ جریان شهادت حضرت زهرا نقل از اسما بنت عمیس ۱۴وصیت حضرت زهرا ۱۵تصاویری ویژه شهادت حضرت زهرا 1۱۶دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 2۱۷دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا مرثیه 1۱۸دانلود فیلیم با عنوان قربت بقیع ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا۱۹بخش هایی از خطبه حضرت زهرا در مسجد ۲۰در واژه هایی از حضرت زهرا ۲۱اعتقاد به شهادت۲۲مرا ببخش بانو ۲۳غروب آفتاب۲۴باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها سلام۲۵منظومه غم۲۶حضرت زهرا پس از پدر۲۷اخرین اذان۲۸مادر شهید۲۹دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 2۳۰دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 3۳۱تنهای تنها۳۲مباهله .جلوه ایی از حضور حضرت زهرا در سیاست۳۳حضرت زهرا علیه السلام علت خلقت ۳۴ماجرای سقیفه بنی ساعده

۳۵حمله به خانه حضرت زهرا علیه السلام۳۶غضب فدک۳۷خطبه حضرت زهرا در مسجد و پاسخ ابوبکر به ایشان۳۸بیماری وشهادت حضرت زهرا۳۹کفن و دفن و قبر حضرت زهرا ۴۰وصیت نامه حضرت زهرا ۴۱پرستوی علی پر کشید۴۲قصیده در مدح فاطمه الزهرا۴۳دانلود کلیپ ویژه شهادت حضرت زهرا ۴۴دانلود اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا۴۵دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 3۴۶لحظات وداع حضرت زهرا علیهاسلام۴۷درسوگ ریحانه رسول خدا ۴۸جایگاه حضرت زهرا در روایات۴۹عشق یعنی ...۵۰ضریح گمشده۵۱حضرت زهرا از منطر امیرالمومنین۵۲سیمای حضرت فاطمه علیها السلام۵۳وجه تمسیه حضرت فاطمه علیها السلام۵۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه4۵۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه 5 ۵۶ازار فاطمه آزار خدا و پیامبر است۵۷چرا حضرت زهرا علیها سلام فدک را مطالبه نمود۵۸حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام۵۹مزار دختر پیغمبر کجاست۶۰مقام حضرت زهرا در بهشت۶۱غروب گل محمدی۶۲دعای بهشتیان۶۳زبان حال حضرت زهرا علیها سلام۶۴قامت طوبی۶۵خانه بی بی فاطمه الزهر علیها سلام۶۶دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا ۶۷دانلود سخنراني درس اخلاق دکتر مرتضی آقا تهرانی ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه ۶۸دانلود مداحي ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه 6

۶۹-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج محمود کریمی ۷۰- دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج منصور ارضی۷۱دانلود مداحی وروضه فاطمیه از حاج سعید حداددیان۷۲-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از هلالی

۷۴- دانلود مداحی و روضه ویژه فاطمیه از حسین سیب سرخی ۷۵-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج مهدی اکبری۷۶-دانلود مداحی و روضه از فاطمیه ازسید مهدی میرداماد ۷۷- دانلود مداحی و روضه ویژه فاطمیه از حاج محمد رضا طاهری۷۸--دانلود مداحی و روضه فاطمیه از مهدی سلحشور۷۹- دانلود مداحی و روضه از حاج حسن خلج فاطمیه ۸۰- بیش از 180پست از زندگی حضرت زهرا 
 


عزادار  واقعی این روزها درکنار بقیه الله کسی بود که تو کوچه ها با مادر بود اجرک الله یا بقیه الله اجرک یا امام حسن مجتبی علیه السلام

فدات بشم امام حسن که اون روز تو کوچه  چی کشیدی

فدات بشم امام حسن که اون پاره های جگر همه خاطره های مدینه بود کی میدونه که شما چه کشیدین تو کوچه

حسن ختام ما یه حدیث زیبا از کریم اهل بیت آقام حسن بن علی

امام حسن مجتبی علیه السلام

تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند 

خاک پای همه فاطمیونم 

التماس دعا شدید !!!

یاحق آقام کریم اهل بیت پشت وپناه تون 
 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:35  توسط زائربقيع   | 

فاطمه (س)، ناموس الهی

 فاطمه (س)، ناموس الهی     

به نام حق
به نام حضرت دادار، به نام پيداي پنهان، به نام خداي بت‌شكن، شاهد شاهدپرستان، به نام جميل جمال پرستان و جلال به خاك افتادگان و به نام حضرت حق و باعث شرر افتاده بر جان عاشق.
شبي بود، محمد (ص) خسته از قوم خواست آهنگ خانه كند، ندا آمد كه بمان، اربعيني سوي يار مرو، بگرد در هر كوي و در هر منزلي و جدا از يار. محمد (ص) عشق در سينه پنهان كرد و پيام فرستاد سوي دلدار كه من به گفته حق نيايم تا به چهل روز، يار ازلي اراده كرده تو تنها بماني هر چند كه مردم بريده‌اند از تو، خديجه چون حرف او بود، به جان خريد و در خانه بماند و چشم به در دوخت و منتظر ماند. ايام گذشت و محمد به گفته دوست روزه‌دار بود تا اين كه روح الامين نداي حق آورد و تحفه از بهشت در نزد محمد نهاد كه بخور. محمد با مائده آسماني افطار كرد و آنگاه حق ندا داد به سوي همسرت روان شو، محمد جامه پاك كرد، تن شست و شو داد. آنگاه امين حق، سيبي بدو داد از باغ بهشت، به او گفت: بخور كه تكثير تو در اين است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:23  توسط زائربقيع   | 

حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهي

حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهي    

  اما تسليم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودي و غضب خداوند، مقامي خاص است كه اين مقام مخصوص برترين مخلوقات و خاتم پيامبران و آقاي رسولان است، اين مقامي است كه مي‌توان گفت: اوست كه از خشنودي خدا خشنود و از غضب خدا خشمگين مي‌شود، و از طرفي ديگر خداوند تبارك و تعالي نيز از خشنودي او خشنود و از غضب او خشمگين مي‌شود.
آيا بخاري و ذهبي فهميده‌اند كه چه چيزي را روايت كرده‌اند:
إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.
و آيا فهميده‌اند كه اگر پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «همانا فاطمه(س) با خشنودي خدا خشنود و با غضب خدا غضبناك مي‌شود».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:18  توسط زائربقيع   | 

مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت دهه فاطمیه

مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت دهه فاطمیه 
مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
 

دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 3:5  توسط زائربقيع   | 

گلچین مداحی صوتی به مناسبت دهه فاطمیه

گلچین مداحی صوتی به مناسبت دهه فاطمیه 

گلچین صوتی مداحی صوتی
با صدای سلحشور ، کریمی ، هلالی ، مقدم  ، اکبری
با حجم 2.18 MB

دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 2:39  توسط زائربقيع   | 

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج جوادی

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج جوادی
 فاطمیه  دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:41  توسط زائربقيع   | 

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج حسین سازور

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج حسین سازور
 فاطمیه  دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:26  توسط زائربقيع   | 

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج علی آیینه چی ف

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج علی آیینه چی فاطمیه   دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:16  توسط زائربقيع   | 

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج حسین سازور فاط

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج حسین سازور فاطمیه   دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:3  توسط زائربقيع   | 

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج مهدی توکلی

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج مهدی توکلی فاطمیه  
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:48  توسط زائربقيع   | 

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از آیة الله مجتبی تهرانی- فاطمیه 84

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از آیة الله مجتبی تهرانی- فاطمیه 84 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط زائربقيع   | 

مرقد گم گشته

مرقد گم گشته

حضرت فاطمه سلام الله عليها

سراغ مرقد گم گشته زهرا ز مولا پرس                                                 نشان پهلوى بشكسته را از شير يكتا پرس

عدو زد بيت زهرا آتش از كين غدير، افسوس                                         سؤال جايگاه سيلى از آن مرد رسوا پرس

ميان درب و ديوار و فشار ظالم غدّار                                                       ز ناموس خدا اى دوست سرّ اين معما پرس

نظر كن، كرده محسن را به راه دوست قربانى                                        ز زهرا رمز اين قربانى و از راز اهدا پرس

ز شمع سوخته سرّ فداكارى چه مى‏پرسى؟                                        شفق چون گشت طالع، رازهاى شام احيا پرس

چه بر زهرا گذشت اى دوست، مى‏دانم نمى‏دانى                                سؤال حال زهرا را تو شب‎ها از ثريّا پرس

شبى پرسيدم از نيلوفر محزون، چنين مى‏گفت:                                   سؤال بازوى نيلى زهرا را ز شب‎ها پرس

ز بعد رحلت ختم رسولان، گل شده پرپر                                                بيا احوال گلزار و گلستان را ز گل‎ها پرس

نشان غاصبان بى‏حيا از حضرت زهرا                                                     كه كرده خطبه سوزنده‏اى چون آتش انشا پرس

نموده «باقرا» اسلام ناب از خطبه‏اش زنده                                             ز زهرا سرّ اين احيا و راز و رمز ابقا پرس

 

                                                                                                                                              "احمد باقريان"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:41  توسط زائربقيع   | 

مزد رسالت نبي

مزد رسالت نبي

حضرت فاطمه سلام الله عليها

چه زود گشت فراموش حکم داورشان                                                           چه زود عهد شکستند با پيمبرشان

چه زود اجر رسالت به مصطفي دادند                                                           چه زود رفت کلام خدا ز خاطرشان

جواب حق نمک، داده شد به غصب فدک                                                     جزاي ختم رسل شد شرار آذرشان

دو گوشواره عرش خداي مي‌لرزيد                                                              چو گوشواره به گلزار وحي پيکرشان

گهي به همره بابا فتاده اشک فشان                                                          گهي به گريه دويدند دور مادرشان

همين که مادرشان بر روي زمين افتاد                                                         دو دست کوچک خود را زدند بر سرشان

ز ضربه‌اي که به مادر رسيد فهميدند                                                           که شد شهيد همان پشت در برادرشان

هزار سال فزون بعد دفن اين دو شهيد                                                        نديده کس اثر از تربت مطهرشان

علي به فاطمه مي‌سوخت فاطمه به علي                                                 شراره دلشان بود اشک دخترشان

مغيره فاطمه را مي‌زد و علي مي‌ديد                                                         هزار حيف که يک تن نبود ياورشان

خدا گواست که زهرا شهيده رفت به خاک                                                   اگر چه نيست گروهي هنوز باورشان

 

                                                                                                                                             "غلامرضا سازگار"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:40  توسط زائربقيع   | 

مادر اسلام

مادر اسلام

حضرت فاطمه سلام الله عليها

اي ز تو پيغامبران را شرف                                                                             لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضيه و مرضيه و عالمه                                                                                 سيدة النساء يا فاطمه

آينه سيرت ختم رسل                                                                                   دانش کل، عصمت کل، عقل کل

دختر دين مادر دين کيست تو                                                                          نور سماوات و زمين کيست تو

مام دو عيساي مسيح آفرين                                                                         بر دو مسيحت ز مسيح آفرين

وصف تو و مدح تو خيرالکلام                                                                           مادر سادات عليک‌السلام

مادر روحاني روح‌ الامين                                                                                 ذريه‌ات ستارگان زمين

روح علي جان محمد تويي                                                                             سوره فرقان محمد تويي

دست خدا دست به دامان توست                                                                   مادري ختم رسل ‌شأن تو است

بوسه‎گه ختم رسل دست تو                                                                          نفس محمد شده پابست تو

آيه تطهير گل دامنت                                                                                      هست خدا پيشتر از بودنت

   عمر تو اي مادر ما کم نبود                                                                          نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبي مادر آدم سلام                                                                              سيدة النساء عالم سلام

در يم غم‌ها به علي نوح کيست                                                                     بين دو پهلوي نبي روح کيست

روح عبادات سلام عليک                                                                                مادر سادات سلام عليک

مصحف مهر تو کتاب همه                                                                               درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پيمبر تويي                                                                                  آرزوي احمد و حيدر تويي

حسن تو نقش قلم ابتداست                                                                          سينه پاک تو بهشت خداست

پيک خدا فخر کند بر همه                                                                                اين که منم هم سخن فاطمه

جان نبي در بدني فاطمه                                                                                 محور هر پنج تني فاطمه

کعبه دهد تکيه به ديوار تو                                                                                 چشم علي تشنه به ديدار تو

صورت تو سيرت پيغمبر است                                                                           صحبت تو حرف دل حيدر است

مصحف ناخوانده‎ي حق صدر تو است                                                                 ليله قدري که نهان قدر تو است

اي همه دم ذکر خدا بر لبت                                                                              روح علي محو نماز شبت

کعبه دل‌هاست سرايت هنوز                                                                            پشت سر ماست دعايت هنوز

کشور ايران حرم پاک تو است                                                                           هر وجبش قبضه‌اي از خاک تو است

اي کرمت شامل حال همه                                                                               مادر سادات بني فاطمه

نعمت هستي نمک فاطمه است                                                                     ملک الهي فدک فاطمه است

اي که به خاک تو فدک گم شده                                                                         بين سپاه تو ملک گم شده

ياس کبود از اثر خارها                                                                                       حيف که کشتند تو را بارها

وصف تو اين‌گونه به ما رسيده                                                                           ايتها الصديقة الشهيده

اجر رسالت شرر نار شد                                                                                   يار تو تنها در و ديوار شد

ديو کجا غرفه حورا کجا                                                                                      شعله کجا صورت زهرا کجا

سرو علي گرچه قدت خم شده                                                                        پشت ولايت ز تو محکم شده

مادر يازده ولي کيست تو                                                                                   فداي راه علي کيست تو

آتش بيت تو دل عالم است                                                                               شعله‌اي از آن نفس ميثم است

 

                                                                                                                                             "غلامرضا سازگار"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:38  توسط زائربقيع   | 

غروب درد انگیزت

غروب درد انگیزت

حضرت فاطمه سلام الله عليها

سلام ما به سوز و گریه و تاب و تبت مادر                                             سلام مرغ شب بر ذکر یا رب، یا ربت مادر

سلام ما به پایان غروب درد انگیزت                                                      سلام ما به غسل و کفن و تشییع شبت مادر

سلام ما به غم‌هایی که کردی از علی پنهان                                       سلام ما به اشک بی‌صدای زینبت مادر

سلام ما به آن آخر نگاه و آخرین ذکرت                                                  که وقت دادن جان، گشت جاری بر لبت مادر

سلام ما سلام ما سلام ما بر آن بانو                                                   که درس عصمت و ایمان گرفت از مکتب مادر

سلام ما به فرزندان پاکت تا صف محشر                                              که تو خود آسمان استی و آنان کوکبت مادر

سلام پاک همچون آیه تطهیر از میثم                                                  به سبطین و دو دخت و شوهر و ام و ابت مادر

به هر جا رو کنم شهر و دیار توست یا زهرا                                          دل هر شیعه تا محشر مزار توست یا زهرا

 

                                                                                                                                         "غلامرضا سازگار"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:36  توسط زائربقيع   | 

سپر علي

سپر علي

حضرت فاطمه سلام الله عليها

اي ز نبي ربوده دل، روي خدا نماي تو                                                         وي ز علي گره‌گشا، دست گره‌گشاي تو

پيش روي نبي نبي، عازم دست بوسيت                                                    پشت سر علي علي، ملتمس دعاي تو

روح دهي به قدسيان با نفست به هر نفس                                               دل برد از ملايکه ذکر خدا خداي تو

درد نگفته دلت اشک شبانه علي                                                             حرف دل علي بود گريه بي‌صداي تو

ناله و آه ما کجا حق تو را ادا کند                                                                جز که هماره مهديت گريه کند براي تو

تو سپر علي شدي پيش هجوم دشمنان                                                  محسن بي‌گناه تو، شد سپر بلاي تو

بازوي بسته شير حق، راهي مسجدالنبي                                               تو در قفاي او روان، حسين در قفاي تو

تا ز علي نهان کني، قصه گوشواره را                                                       دست تو بود بر روي، روي خدا نماي تو

تا که به پاست عالمي قطع نمي‌شود دمي                                              ناله واي واي ما، گريه‎ي ‌هاي هاي تو

تربت بي‌چراغ تو، سينه داغدار ما                                                            قبر تو هر کجا بود، در دل ماست جاي تو

    

                                                                                                                                            "غلامرضا سازگار

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:34  توسط زائربقيع   | 

آه فاطمه

آه فاطمه

يا فاطمه

 عجب به عهد رسول خدا وفا کردند                                                               فزون ز حد توان بر علي جفا کردند

به جاي لاله و گل بار هيزم آوردند                                                                  شراره هديه به ناموس کبريا کردند

هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت                                                                   که قصد سوختن خانه خدا کردند

به جاي مزد رسالت زدند فاطمه را                                                                 نه از خدا نه ز پيغمبرش حيا کردند

غلاف تيغ گواهي دهد که سنگدلان                                                              چگونه فاطمه را از علي جدا کردند

چهار کودک معصوم در دل دشمن                                                                  به مادر و پدر از سوز دل دعا کردند

خدا گواست که از بيم آه فاطمه بود                                                                اگر ز بازوي مولا طناب وا کردند

چه اتفاق عظيمي به پشت در رخ داد                                                            چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند

علي ولي خدا را که جان احمد بود                                                                   پي‌ رضايت شيطان دون رها کردند

خدا گواست قلم شرم مي‌کند ميثم                                                              از اين که شرح دهد با علي چه‌ها کردند

                                                     

                                                                                                                                        "غلامرضا سازگار"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:33  توسط زائربقيع   | 

چرا بشکست پهلویت

چرا بشکست پهلویت

حضرت فاطمه سلام الله عليها

تو طوبای علی بودی، چرا بشکست پهلویت                                           تو مرآت خدا بودی، چرا شد نیلگون رویت

تو روح مصطفی بودی، چرا پشت در افتادی                                           تو دست مرتضی بودی، چرا بشکست بازویت

خدیجه کو که گیرد در بغل چون جان شیرینت                                          محمد کو که در بر گیرد و چون گل کند بویت

اگر چه در پس در، حبس شد در سینه فریادت                                        صدای یا علی سر می‌کشید از تار هر مویت

تو با دست شکسته لب گشودی تا کنی نفرین                                      امیرالمومنین با دست بسته شد دعاگویت

مصیبت‌های تو از آسمان‌ها بود سنگین‌تر                                              که در سن جوانی این چنین خم گشت زانویت

چرا در هم شکستی ای محمد در قد و قامت                                       چه با مهر رخت شد ای قمر شرمنده از رویت

چه شد با تو چه پیش آمد که با آن صبر بسیارت                                    طلب کردی هماره مرگ خود از حی دادارت

 

                                                                                                                                          "غلامرضا سازگار"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:31  توسط زائربقيع   | 

اسوه تقوا

اسوه تقوا

حضرت زهرا سلام الله عليها

بى ‏تو يا فاطمه، من بى كس و تنها چه كنم                                         در غم مرگ تو اى اسوه تقوا چه كنم

با وجود تو غم از دل بزدودم همه حال                                                  بعد از اين با غمت اى بانوى عُظمى چه كنم

باغبان رفته و گل‎ها همه پژمرده شدند                                               بى‏گل روى تو اى نوگلِ طه چه كنم

فاطمه! رفتى و شد روز على چون شب تار                                         با چنين فتنه كه شد بعد تو بر پا چه كنم

مرگت اى راحت جان، از دو جهان سيرم كرد                                        عمر اگر طول كشد، بى‏تو من اينجا چه كنم

زندگى با تو صفا داشت ولى صد افسوس                                           رفتى اى همسر والا، منِ تنها چه كنم

محسنت كشته شد از ضربِ لگد در پسِ در                                         با عزيزانِ تو و گريه آنها چه كنم

نور رخسار تو مى‏داد به اين خانه، صفا                                                خانه، غمخانه شد، اى زهره زهرا چه كنم

من اگر از غم مرگ تو نميرم، عجب است                                           زندگى بى تو در اين وادى غم‎ها چه كنم

بس كن اين قصّه كه شد باعث خاموشى «شمع»                               گر شفاعت نكند فاطمه فردا چه كنم

 

                                                                                                                             هاشم كلانترى (شمع)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:29  توسط زائربقيع   | 

ده پيام فاطمى

ده پيام فاطمى

حضرت زهرا عليهاالسلام

يكم: فاطمه عليهاالسلام و خداشناسى

پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روزى از فاطمه عليهاالسلام پرسيد: از خدا چه درخواستى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از سوى خداوند پيام آورده كه هر حاجتى دارى، برآورده مى‏شود.

فاطمه عليهاالسلام در پاسخ فرمود:

«شَغَلنى عَن مَسألتهُ، لِذةَ خِدمتهِ، لاحاجةَ لى غيرَ النظرَ الى وجهه الكريم.»(1)؛ لذت خدمت او مرا از تمنّا باز داشته است جز به ديدار جمال والاى خدا، نيازى ندارم.

 

دوم: فاطمه عليهاالسلام و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏

وقتى آيه 63 سوره نور «لا تجعلوا دُعاءَ الرَسولَ كدعاءِ بَعضكُم بَعضاً»؛ نازل گرديد، شکوه و عظمت بيشتري در دلم جاى گرفت و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به عنوان «اى پدر!» خطاب نمى‏كردم و مدام يا رسول الله مى‏گفتم.

يكى، دو يا سه بار از من روى برگرداند، سپس رو كرد به من و فرمود: اين آيه درباره رفتار تو و بستگانت و فرزندانت نيست، تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره آنهاست كه بى‏مهرانه و با خشونت و از راه گردن‏كشى با من برخورد كرده‏اند.

تو با واژه «اى پدر» با من سخن بگو، كه دل را بهتر زنده مى‏كند و خدا را بيشتر خشنود مى‏سازد.(2)

 

سوم: فاطمه عليهاالسلام و ولايت

قالت فاطمة عليهاالسلام: «انَّ السعيدَ حَق السَعيد مَن اَحبَ عَليّاً فى حَياتهِ و بعدَ مُوتهِ»(3)؛ سعادتمند راستين كسى است كه على عليه‏السلام را در زندگى و پس از مرگ او دوست بدارد.

 

چهارم: فاطمه عليهاالسلام و قرآن

قالت فاطمه عليهاالسلام: «حَبّبَ الّى مِن دنياكُم ثَلاثَ: تَلاوةَ كتابَ اللهِ والنظرَ فى وجهِ رسول الله و الانفاقِ فى سبيلِ الله»(4) ؛ از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: تلاوت كتاب خدا، نظاره به چهره رسول خدا و بخشش در راه خدا.

 

پنجم: فاطمه عليهاالسلام و قيامت

قالت فاطمه عليهاالسلام: «الويل ثمّ الويل لمن دخل النّار»(5)؛ واى، باز هم واى بر كسى كه به آتش جهنّم وارد شود!

 

ششم: فاطمه عليهاالسلام و على عليه‏السلام

وقتى فاطمه عليهاالسلام در بستر بود، روزى گريه كرد، على عليه‏السلام به وى فرمود: همسر گرامى! چرا گريه مى‏كنى؟ فاطمه عليهاالسلام فرمود: به خاطر مشكلاتى كه تو پس از من با آن مواجه مى‏شوى؟

على عليه‏السلام فرمود: اشك نريز:

«فَواللهِ انّ ذالك لِصغيرٌ عِندى فِى ذاتِ الله تعالى»(6) ؛ سوگند به خدا! اين امور در آستان مقدّس الهى كوچك است.

 

هفتم: فاطمه عليهاالسلام و اخلاص

قالت فاطمة عليهاالسلام: «مَن اَصعدَ الى اللهِ خالصَ عِبادتهِ، اِهبطَ الله اليهِ اَفضلَ مَصلِحتهِ»(7) ؛ هر كس عبادت ناب و خالص خويش را به آسمان بلند الهى ارسال دارد، خداوند بهترين وسيله سامان بخشى را به سوى او خواهد فرستاد.

 

هشتم: فاطمه عليهاالسلام و دين مدارى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «فَاتقوا الله حَقّ تقاته، فيما امركُم و انتهوُا عَمّا نَهاكُم عَنه»(8) ؛ آن چنان كه شايسته خداست، نسبت به او تقوا داشته باشيد، اوامرش را پاس بداريد و از آنچه نهى فرموده، خوددارى كنيد.

 

نهم: فاطمه عليهاالسلام و ايثارگرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «يا بُنىّ الجارَ ثمّ الدّار» (9) ؛ فرزندم! اول، همسايه و سپس اهل خانه.

 

دهم: فاطمه عليهاالسلام و مسأله رهبرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: عَلىّ خَير مَن اَخلفهِ فيكُم و هُو الامامُ والخليفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسين ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادين مَهديّينَ و لئن خالفتُموهُم لِيَكونَ الاختلاف فيكُم الى يَوم القيامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مى‏گيرم از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: على عليه‏السلام بهترين كسى است كه در جمع ميان شما مى‏گذارم. او امام و خليفه پس از من است، او و دو نوه‏ام و نُه تن از تبار حسين عليه‏السلام امامان ابرار هستند؛ كه اگر از آنان پيروى كنيد، آنان را هدايت كننده و راه يافته خواهيد ديد و اگر با آنان مخالفت كنيد، تا روز قيامت در ميان شما اختلاف خواهد بود.

                                                                                                                                           "محمود مهدى‏پور"

پى‏نوشت‏ها:

1. نهج الحياة، ص 99.

2. عوالم العلوم، ج 11، ص 74.

3. نهج الحياة، ص 48.

4. همان، ص 271.

5. بحارالانوار، ج 7، ص 110/ عوالم، ج 11، ص 634.

6. عوالم العلوم، ج 11، ص 494.

7. همان، ص 623.

8. همان.

9. همان، ص 326.

10. همان، ص 594.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:24  توسط زائربقيع   | 

وقتی که دعا مستجاب می‎شود

وقتی که دعا مستجاب می‎شود 

حضرت فاطمه علیهاالسلام

یكى از مهمترین و لازم‎ترین امور زندگى یك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طریق دعا و نیایش است در زندگى اولیاء خدا دعا جایگاه اساسى و ویژه دارد و بخش مهمى از بهترین اوقات آنها اختصاص به دعا و نیایش دارد.

یكى از مسائل دعا رعایت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولیاء خدا مترصد اوقات بودند و بهترین زمان‎ها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اینجا به روایتى مى‏پردازیم كه یكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا علیهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.

قالت فاطمة الزهرا علیهاالسلام:

سَمِعتُ النَّبىُ صلى الله علیه و آله، انَّ فِى الجُمعةِ لِساعةِ لا یَراقبها رَجل مُسلم یَسال الله عَزّ و جَلّ فیها خیراَ الا اِعطاهُ ایاهُ قالت فقلتُ: یا رسول‏ الله اى ساعة هى؟ قال اِذا تَدلى نِصف عین الشمس لِلغروبِ قال و كانت فاطمة علیهاالسلام تقول لِغلامُها: اَصعد عَلى الضرابِ فاذا رایتُ نِصفَ عینَ الشمس قد تدّلى لِلغروبِ فاعلمنى حتى ادعو. (1)

فاطمه زهرا علیهاالسلام مى‏فرماید: از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم، در روز جمعه ساعتى است كه هیچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خیرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آن كه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه علیهاالسلام مى‏گوید عرض كردم یا رسول ‏الله آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه علیهاالسلام به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون دیدى نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.

 

منبع:

كوثر ولایت، ح 88، ص 51

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:22  توسط زائربقيع   | 

به خاك ‏سپردن ‏ياس پيغمبر

به خاك ‏سپردن ‏ياس پيغمبر

حضرت زهرا عليهاالسلام

«الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انالله و انااليه راجعون‏»؛ آنان كه چون مصيبتى بديشان رسد گويند: همانا ما از آن خدا و به سوى او باز گردانده‏ايم. (البقره/ 56)

دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه پيکر دختر پيغمبر را شبانه به خاك سپردند.

ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب، عروه، عايشه، زهرى و ديگران است گويد فاطمه (عليهاالسلام) را شبانه دفن كردند و حضرت على عليه السلام او را به خاك سپرد. (2)

بلاذرى نيز در دو روايت ‏خود همين را نوشته است (3) بخارى نيز چنين نويسد:

«شوى او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود.» (4)

كلينى كه از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه‏ترين سندهاى شيعه بشمار مى‏رود، چنين نوشته است:

چون حضرت فاطمه سلام الله عليها درگذشت. اميرالمؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:

- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!

مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد.

خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به تو به پيوندد. پس از او شكيبائى من به پايان رسيده و خويشتن‎دارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پيشه كردم، در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم كه شكيبائى بر مصيبت ‏سنت است. اى پيغمبر خدا! تو بر روى سينه من جان دادى! تو را به دست‏ خود در دل خاك سپردم! قرآن خبر داده است كه پايان زندگى همه بازگشت ‏به سوى خداست.

اكنون امانت ‏به صاحبش رسيد، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد.

اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد، و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد. (5) چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.

مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد. (6)

سلامى كه به تو مى‏دهم به درود است نه از ملالت، و از روى شوق است، نه كسالت. اگر مى‏روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى‏مانم نه به وعده خدا بدگمانم. و چون شكيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم كه هر چه هست از اوست و شكيبائى نيكوست.

خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه.

اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مى‏ماندم و در اين مصيبت ‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشك از ديدگانم مى‏راندم.

خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. (7)

در مقابل اين شهرت، ابن سعد روايت ديگرى دارد كه ابوبكر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تكبير گفت.(8) پيداست كه اين روايت و يك دو حديث ديگر، در مقابل آن شهرت، ارزشى ندارد، و دور نيست كه آن را براى مصلحت وقت ‏ساخته باشند.

فقدان دختر پيغمبر، على عليه السلام را سخت آزرده ساخت. نمونه اين آزردگى را از سخنانى كه بر كنار قبر او خطاب به پيغمبر گفت ديديم. در سندهاى ديرين، دو بيت زير را نيز به او نسبت داده‏اند كه نشان‎دهنده سوز درونى اوست. اما شمار اين بيت‏ها در ماخذهاى ديگر بيشتر است چنانكه در ديوان منسوب به آن حضرت نوزده بيت است. (9)

زبير بن بكار در كتاب خود الاخبار الموفقيات كه آن را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى‏رود چنين نويسد:

مداينى گويد چون اميرالمؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه فراغت ‏يافت ‏بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء كرد:

لكل اجتماع من خليلين فرقة                                     و كل الذى دون الممات قليل (10)

و ان افتقادى واحدا بعد واحد                                     دليل على ان لا يدوم خليل. (11)

 

پى‏نوشت‌ها:

1. طبقات، ج 8، ص 18- 19.

2. انساب الاشراف، ص 405 .

3. صحيح بخاري، ج 5، ص 177، / بحارالانوار، ص 183.

4. السلام عليك يا رسول الله عنى. والسلام عليك عن ابنتك و زائرتك و البائنة فى الثرى ببقعتك و المختار الله لها سرعة اللحاق بك. قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و عفا عن سيدة نساء العالمين تجلدى. الا ان فى التاسى لى بسنتك فى فرقتك موضع تعز فلقد و سدتك فى ملحودة قبرك و فاضت نفسك بين نحرى و صدرى. بلى و فى كتاب الله (لى) انعم القبول. انالله و انااليه راجعون. قد استرجعت الوديعة. و اخذت الرهينة و اختلست الزهراء فما اقبح الخضراء و الغبراء. اما حزنى فسرمد.

5. و اما ليلى فمسهد. و هم لا يبرح قلبى او يختار الله لى دارك التى انت فيها مقيم. كمد مقيح و هم مهيج‏ سرعان ما فرق بيننا و الى الله اشكو و ستنبئك ابنتك بتظافر امتك على هضمها. فاحفها السؤال. و استخبرها الحال. فكم من غليل معتلج ‏بصدرها لم تجد الى بثه سبيلا. و ستقول و يحكم الله و هو خير الحاكمين.

6. سلام مودع لا قال ولا سئم. فان انصرف فلا عن ملالة. و ان اقم فلا عن سوء ظن بما وعدالله الصابرين. واها واها و الصبر ايمن و اجمل و لو لا غلبة المستولين لجعلت المقام و اللبث لزاما معكوفا ولا عولت اعوال الثكلى على جليل الرزية. فبعين الله تدفن ابنتك سرا و تهضم حقها و تمنع ارثها. و لم يتباعد العهد و لم يخلق منك الذكر. و الى الله يا رسول الله المشتكى و فيك يا رسول الله احسن العزاء. صلى الله عليك و عليها السلام و الرضوان. (اصول كافى، ج 1، ص 458- 459) .

7. طبقات، ج 8 ، ص 19.

8. بحارالانوار، ص 216.

9. جمع هر دو دوست را پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است.

10. اين كه من يكى را پس از ديگرى از دست مى‏دهم نشان آن است كه هيچ دوست جاويد نمى‏ماند. (الاخبار الموفقيات، ص 194 و رجوع شود به عقد الفريد.)

11. مناقب، ج 1، ص 501 .

 

منبع:

کتاب زندگاني فاطمه زهرا، جعفر شهيدي

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:20  توسط زائربقيع   | 

دختر پيغمبر در بستر بيمارى

دختر پيغمبر در بستر بيمارى

حضرت فاطمه عليهاالسلام

«صبت على مصائب لو انها                                                                              صبت على الايام صرن لياليا»

در اين بلا بجاى من ار روزگار بود                                                                       روز سپيد او شب تاريك مى‏نمود(1)

مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه دگرگونى‏هائى كه پس از رسول خدا – به فاصله‏اى اندك - در سنت مسلمانى پديد گرديد، روح و سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت. چنانكه تاريخ نشان مى‏دهد، او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است.

برخي نوشته‎اند، حضرت زهرا سلام الله عليها در آن وقت ‏بيمار بود!(2) بعضي از معاصران نوشته‏اند فاطمه اساسا تنى ضعيف داشته است. (3)

نوشته مؤلف كتاب ‏«فاطمة الزهراء» هر چند در بيمار بودن او در آن روزها، صراحتى ندارد، لكن بى اشارت نيست. عقايد چنين نويسد:

«زهرا لاغر اندام، گندمگون و رنگ پريده بود. پدرش در بيمارى مرگ، او را ديد و گفت او زودتر از همه كسانم به من مى‏پيوندد (4) هيچ يك از اين دو نويسنده، سند خود را نياورده‏اند.

داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد.

ظاهر عبارت "عقايد" اين است، كه چون پيغمبر، دخترش را ناتندرست و يا كم بنيه ديد به او چنين خبرى داد. نمى‏خواهم چون بعضي گويندگان قديم بگويم فاطمه عليهاالسلام در هر روزى به قدر يك ماه و در هر ماهى به قدر يك سال ديگران رشد مى‏كرد(5) اما تا آنجا كه مى‏دانم و اسناد نشان مى‏دهد نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.

داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد. اگر درست است راستى چرا و براى چه اين خشونت‏ها را روا داشته‏اند؟ چگونه مى‏توان چنين داستان را پذيرفت و چسان آن را تحليل كرد؟

به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.»

مسلمانانى كه در راه خدا و براى رضاى او و حفظ عقيده خود سخت‏ترين شكنجه‏ها را تحمل كردند، مسلمانانى كه از مال خود گذشتند، پيوند خويش را با عزيزترين كسان بريدند، خانمان را رها كردند، به خاطر خدا به كشور بيگانه و يا شهر دور دست هجرت نمودند، سپس در ميدان كارزار بارها خود را عرضه هلاك ساختند، چگونه چنين حادثه‏ها را ديدند و آرام نشستند. به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.» (6)

از نخستين روز دعوت پيغمبر تا اين تاريخ بيست و سه سال و از تاريخ هجرت تا اين روزها ده سال مى‏گذشت. در اين سال‌ها گروهى دنياپرست كه چاره‏اى جز پذيرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام جاى دادند. دسته‏اى از اينان مردمانى تن آسان و رياست جو و اشراف منش بودند. طبيعت آنان قيد و بند دين را نمى‏پذيرفت. اگر مسلمان شدند براى اين بود كه جز مسلمانى راهى پيش روى خود نمى‏ديدند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام

قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.

از هم‌چشمى و بلكه دشمنى عرب‏هاى جنوبى و شمالى در سده‏هاى پيش از اسلام آگاهيم (7) مردم حجاز به مقتضاى خوى بيابان‌نشينى، مردم يثرب را كه از تيره قحطانى بودند و به كار كشاورزى اشتغال داشتند خوار مى‏شمردند. قحطانيان يا عرب‏هاى جنوبى ساكن يثرب، پيغمبر اسلام را از مكه به شهر خود خواندند، به او ايمان آوردند، با وى پيمان بستند. در نبردهاى بدر، احد، احزاب، و غزوه‏هاى ديگر، با قريش در افتادند، و سرانجام شهر آنان را گشودند. قريش هرگز اين خوارى را نمى‏پذيرفت. از اين گذشته مردم مدينه در سقيفه چشم به خلافت دوختند. تنها با تذكرات ابوبكر كه پيغمبر گفته است ‏«امامان بايد از قريش باشند» عقب نشستند.

اسناد نشان مى‏دهد که حضرت زهرا عليهاالسلام نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.

اگر انصار چنان كه گرد پيغمبر را گرفتند؛ گرد خانواده او فراهم مى‏شدند و اگر حريم حرمت اين خانواده همچنان محفوظ مى‏ماند، چه كسى تضمين مى‏كرد كه قحطانيان بار ديگر دماغ عدنانيان را به خاك نمالند. اينها حقيقت‏هايى بود كه دست اندركاران سياست آن روز آن را به خوبى مى‏دانستند. ما اين واقعيت را بپذيريم يا خود را به خوش باورى بزنيم و بگوئيم همه ياران پيغمبر در يك درجه از پرهيزگارى و فداكارى بوده‏اند و چنين احتمالى درباره آنان نمى‏توان داد، حقيقت را دگرگون نمى‏سازد. دشمنى ميان شمال و جنوب پس از عقد پيمان برادرى بين مهاجر و انصار در مدينه موقتأ فراموش شد و پس از مرگ پيغمبر نخستين نشانه آن ديده شد. و در سال‌هاى بعد آشكار گرديد. و چنانكه آشنايان به تاريخ اسلام مى‏دانند، اين درگيرى بين دو تيره در سراسر قلمرو اسلامى تا عصر معتصم عباسى بر جاى ماند.

من نمى‏گويم خداى نخواسته همه ياران پيغمبر اين چنين مى‏انديشيدند. در بين مضريان و يا قريشيان نيز كسانى بودند كه در گفتار و كردار خود خدا را در نظر داشتند نه دنيا را. و گاه براى رعايت ‏حكم الهى از برادر و فرزند خود هم مى‏گذشتند، اما شمار اينان اندك بود. آيا مى‏توان به آسانى پذيرفت كه سهيل بن عمرو، عمرو بن عاص، ابوسفيان و سعد بن عبدالله بن ابى سرح هم، غم دين داشتند؟ بسيار ساده‏دلى مى‏خواهد كه ما بگوئيم آن كس كه يك روز يا چند مجلس يا يك ماه يا يك سال صحبت پيغمبر را دريافت، مشمول حديثى است كه از پيغمبر آورده‏اند: «ياران من چون ستارگانند به دنبال هر يك كه رفتيد، راه را يافته‏ايد» من بدين كارى ندارم كه اين حديث از جهت متن و سند درست است ‏يا نه، اين كار را به عهده محدثان مى‏گذارم، آنچه مسلم است اين كه در آن روزها يا لااقل چند سال بعد، اصحاب پيغمبر روبروى هم قرار گرفتند. چگونه مى‏توان گفت هم آنان كه به دنبال على رفتند و هم كسانى كه پى طلحه و زبير و معاويه را گرفتند راه راست را يافته‏اند.

قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.

خواهند گفت‏ خليفه و ياران او از نخستين دسته مسلمانان و از طبقه اول مهاجرانند. درست است. اما از خليفه و يك دو تن ديگر كه بگذريم پايه حكومت را چه گروهى جز قريش استوار مى‏كرد؟ و مجريان حكومت كدام طايفه بودند؟ براى استقرار حكومت، ‏بايد قدرت يك پارچه شود. و براى تامين اين قدرت بايد هر گونه مخالفتى سركوب گردد و بسيار طبيعى است كه با دگرگونى شرايط، منطق هم دگرگون شود.

 

پى‏نوشت‎ها:

1- منصوب به فاطمه (عليهاالسلام)

2- انساب الاشراف، ص 405.

3- فاطمه فاطمه است، ص 117.

4- فاطمة الزهراء، ص 66.

5- روضة الواعظين، ص 144.

6- فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون (حسين بن على عليهماالسلام) .

7- رجوع شود به پس از پنجاه سال، ص 69، چاپ دوم و نيز رجوع شود به فصل‏«براى عبرت تاريخ‏»در همين كتاب.

 

منبع:

کتاب زندگاني فاطمه زهرا، دکتر جعفر شهيدي.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:19  توسط زائربقيع   | 

صديقه طاهره در نگاه ائمه عليهم السلام

صديقه طاهره در نگاه ائمه عليهم السلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام

مقام والاي حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاي ايشانند، قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاي اين بانوي عالمه دارد:

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه حضرت علي عليه‌السلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام در آخرين لحظات عمر مبارك، وصاياي خويش را به همسرشان مي‌نمودند كه "اي پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگي دروغگو و خائن نيافتي و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم."

علي(عليه‌السلام) كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلي بخش خود است، مي‌فرمايد: "پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامي‌تر و نيكوتر از آني كه من به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را نكوهش كنم. دوري از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود ولي گريزي از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را بر من تازه كردي. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تأثرآور و حزن انگيز!"(1)

دقت در كلام حضرت علي عليه‌السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليهاالسلام مي‌رساند. در نگاه امام علي عليه‌السلام فاطمه در چنان مرتبه والايي از زهد و خداترسي و عمل به احكام الهي قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت علي عليه‌السلام در پاسخ به ادعاهاي بي اساس معاويه مبني بر فضايل امويان در نامه‌اي مي‌نويسد: "... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و "صبية النار" از شماست، كودكاني كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و "حمالة الحطب"؛ آن كه هيزم كشد براي دوزخيان از شماست. اين فضليت‌ها از ماست و آن فضيلت‌ها از شماست ... ."(2)

امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد: "به خدا سوگند! اي جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‌اي كه دانه خوب را از دانه بد جدا مي‌كند، از بين جمعيت جدا مي‌كند."

در شعري كه به ايشان منسوب است مي‌فرمايد: "من به فاطمه و فرزندانش مباهات مي‌كنم! آن گاه به رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) افتخار مي‌كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسري من درآورد."(3)

شخصيت والايي چون حضرت علي(عليه‌السلام) به همسري بانوي جهان افتخار مي‌كند و همسري با او را ملاك برتري خود و شايستگي‌اش بر رهبري اسلام مي‌داند.

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسن مجتبي عليه‌السلام

امام حسن عليه‌السلام در موارد بسياري از مادرشان سخن گفته‎اند. از جمله: "شبي ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براي يكايك مردان و زنان دعا مي‌كرد و آنان را نام مي‌برد ولي براي خود چيزي نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براي ديگران دعا مي‌كني، براي خود دعا نمي‌كني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه."(4)

 

حضرت فاطمه عليهاالسلام

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسين عليه‌السلام

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن، امام حسين عليه‌السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلي فرمودند: "مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‌اند و من هرگز تن به پستي نمي‌دهم. خدا و رسول مرا از چنين كاري باز مي‌دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‌هاي مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشي را به من نمي‌دهند."(5)

در يك كلام، امام حسين عليه‌السلام دليل پايمردي و مقاومت خويش را تربيت الهي فاطمه عليهاالسلام مي‌داند.

امام حسين عليه‌السلام نقل مي‌كند: "آن زمان كه رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) در خانه ‌ام‎سلمه بود، صرصائيل (يكي از فرشتگان الهي) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسي را براي چه كسي؟ گفت: دخترت فاطمه عليهاالسلام را براي علي ابن ابي طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد علي درآورد."(6)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام سجاد عليه‌السلام

امام سجاد عليه‌السلام مي‌فرمايد: "وقتي كه قيامت فرا رسد، منادي ندا مي‌دهد: در اين روز، ترس و اندوهي به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومي سر بالا مي‌برند. فاطمه عليهاالسلام وارد محشر مي‌شود و گفته مي‌شود كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلماناني كه دوستدار اهل بيت هستند، همگي سرها را به زير اندازند. آنگاه اعلام مي‌شود: اين است فاطمه دخت محمد(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله). او و همراهانش به سوي بهشت مي‌روند. خداوند فرشته‌اي را خدمت وي مي‌فرستد و مي‌گويد: حاجتت را از من بخواه!

فاطمه عرض مي‌دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كساني را كه فرزندان مرا ياري كردند، مورد عفو قرار دهي."(7)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام محمدباقر عليه‌السلام

امام باقر عليه‌السلام به جابر روايت كردند كه: "... چون قيامت شود، جبرئيل ندا مي‌دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ‌ام‎كلثوم خواهر موسي كجايند؟ آنان از جاي بر مي‌خيزند... اي اهل محشر! امروز من كرامت را براي محمد و علي و حسن و حسين و فاطمه(عليهم‎السلام) قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشم‎ها را فرو ببنديد، چون فاطمه مي‌خواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقه‌اي بهشتي مي‎آورد و آن حضرت را به بهشت مي‌برد وليكن ايشان وقتي نزديك بهشت مي‌رسد درنگ مي‌كند. خداوند مي‌فرمايد: درنگ شما براي چيست؟

فاطمه مي‌گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزي مقامم شناخته شود. خداوند مي‌فرمايد: اي دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هر كس را كه دوستي تو يا دوستي يكي از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن."

در ادامه امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد: "به خدا سوگند! اي جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‌اي كه دانه خوب را از دانه بد جدا مي‌كند، از بين جمعيت جدا مي‌كند."(8)

امام صادق عليه‌السلام در ذيل آيه شريفه "انّا اَنزلناهُ فِي لَيلةِ القَدر" مي‌فرمايد: منظور از "ليله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كس فاطمه را آنگونه كه سزاوار است، بشناسد، "ليلة القدر" را درك كرده است."

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام جعفر صادق عليه‌السلام

مرحوم مجلسي در ضمن روايتي از امام صادق عليه‌السلام نقل مي‌كند: "فاطمه، صديقه كبري است. محور حركت انسان‎هاي گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است."(9)

سيد هاشم بحراني روايت ديگري از امام صادق عليه‌السلام نقل مي‌كند كه: "نبوت هيچ پيامبري تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، و محبت او را دارا باشد."(10)

امام صادق عليه‌السلام در ذيل آيه شريفه "انّا اَنزلناهُ فِي لَيلةِ القَدر" مي‌فرمايد: منظور از "ليله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كس فاطمه را آنگونه كه سزاوار است، بشناسد، "ليلة القدر" را درك كرده است."(11)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام موسي كاظم عليه‌السلام

امام كاظم عليه‌السلام مي‌فرمايد: "همانا فاطمه، صديقه و شهيده است."(12) سليمان جعفر مي‌گويد: از امام كاظم عليه‌السلام شنيدم كه فرمودند: "در خانه‌اي كه اسم محمد يا علي، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستي وارد نخواهد شد." (13)

 

 فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام رضا عليه‌السلام

امام رضا عليه‌السلام از اجداد گراميش نقل مي‌كند كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به علي عليه‌السلام فرمودند: سه فضيلت به تو داده شد كه به من داده نشده است. حضرت علي عليه‌السلام عرض كرد: چه چيزهايي به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زني چون من داري كه من چنين پدر زني ندارم، همسري چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است."(14)

امام رضا عليه‌السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند كه پس از ازدواج علي و فاطمه(عليهماالسلام) خداوند عزوجل فرمودند: "اگر علي (عليه‌السلام) را نمي‎آفريدم براي دخترت فاطمه همتا و همسري در روي زمين يافت نمي‌شد."(15)

حضرت فاطمه عليهاالسلام

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام جواد عليه‌السلام

امام جواد عليه‌السلام خطاب به موسي بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهي هم نكردم؛ فرمودند: "آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزي است كه بدان عمل مي‌كني."(16)

زكريا بن آدم نقل مي‌كند: "در محضر امام رضا عليه‌السلام بودم كه امام جواد عليه‌السلام در حالي كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتي نشست دستش را روي زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتي طولاني به فكر فرو رفت. امام رضا عليه‌السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‎اي؟ پاسخ داد: به جهت ستم‎هايي كه نسبت به مادرم فاطمه عليهاالسلام انجام دادند."(17)

زكريا بن آدم نقل مي‌كند: "در محضر امام رضا عليه‌السلام بودم كه امام جواد عليه‌السلام در حالي كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتي نشست دستش را روي زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتي طولاني به فكر فرو رفت. امام رضا عليه‌السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‎اي؟ پاسخ داد: به جهت ستم‎هايي كه نسبت به مادرم فاطمه عليهاالسلام انجام دادند."

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام هادي عليه‌السلام

آن حضرت در مورد علت نامگذاري حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام به "فاطمه"، از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند: "دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مي‌دارد."(18)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسن عسكري عليه‌السلام

امام حسن عسكري عليه‌السلام از امام علي عليه‌السلام، از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند كه: " آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود مباهات مي‌كردند. آدم به حوا گفت:

خداوند هيچ مخلوقي بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‌ام را به فردوس برين ببر! زماني كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويي افتاد كه جامه‌اي زيبا از جامه‌هاي بهشتي در بر داشت و تاجي نوراني بر سر گذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‌اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايي چهره‌اش، بهشت نوراني گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) پيامبري از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجي كه بر سر دارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش علي بن ابيطالب عليه‌السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مي‌باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‎اند؟ گفت: بلي، اينان در علم مكنون خداوند چهار هزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوي، وجود داشتند."(19)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام مهدي (عج)

حضرت بقية الله(عج) فرمودند: "دختر رسول خدا فاطمه عليهاالسلام براي من سرمشق و الگوي نيكويي است."(20)

امام مهدي عليه‌السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مي‌سازد، حضرت فاطمه عليهاالسلام را الگوي عملي و حكومتي خويش مي‌شمرد و اين، حكايت از مقام عظماي بانوي عالم، حضرت زهرا عليهاالسلام دارد.

آنچه مطرح شد، قطره‌اي از درياي وجود فاطمه عليهاالسلام بود.(21)

به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد.

 

                                                                                                                                 "معصومه شيري "

 

پي‎نوشت‎ها:

1 ـ فاطمة الزهرا من المهد الي اللحد، ص 609 و 610/ روضة الواعظين، ص 151.

2 - نهج البلاغه، نامه 28.

3 ـ ديوان امام علي ابن ابي طالب عليه‌السلام، محمد عبدالرحمن عوض، ص 65.

4 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 81 و 82، حديث 3.

5 ـ همان، ج 45، ص 9.

6 ـ همان، ج 43، ص 123، حديث 31.

7 ـ عوالم العلوم.

8 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 64.

9ـ همان، ص 105.

10ـ مدينة المعاجز به نقل: فاطمة الزهرا بهجة القلب المصطفي، ص 86 .

11ـ بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580.

12ـ مرآة العقول، ج 5، ص 315.

13ـ سفينة البحار، ج 4، ص 295.

14ـ مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81.

15ـ همان، ج 1، ص 141، حديث 177.

16ـ اصول كافي، ج 4، ص 314، حديث 2.

17ـ بحارالانوار، ج 50، ص 59.

18ـ لسان الميزان، ج 3، ص 346.

19ـ بحارالانوار، ج 53، ص 180.

20ـ اهم منابع از كتب روايي و مذهبي بوده است. به ويژه اصول كافي و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:17  توسط زائربقيع   | 

محبت فراوان پيامبر به حضرت فاطمه عليهماالسلام

محبت فراوان پيامبر به حضرت فاطمه عليهماالسلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام

قال رسول الله:

اذا اشتقت الي الجنة قبلت نحر فاطمة؛ هنگامي كه شوق بهشت در دلم پيدا مي‏شود گلوي فاطمه را مي‏بوسم!

همه مورخان و راويان حديث نوشته‏اند كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نسبت به دخترش فاطمه‏ عليهاالسلام علاقه عجيبي داشت.

بديهي است علاقه پيامبر تنها به خاطر رابطه پدري و فرزندي نبود، هر چند اين عاطفه در وجود پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) موج مي‏زد، اما تعبيرات و سخناني كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه‏ عليهاالسلام بيان مي‏كرد، نشان مي‏داد كه در اينجا معيارهاي ديگري مطرح است. و:

اين محبت از محبت‎ها جدا است                           حب محبوب خدا، حب خدا است‏

از ميان روايات فراواني كه در اين زمينه رسيده است كافي است به چند روايت زير كه در كتب معروف شيعه و اهل سنت آمده اشاره كنيم:

1- ما كانَ احدَ مِنَ الرِجالِ اَحَب اِلي رَسول الله مِن عَلي و لا مِنَ النِساءِ اَحَبَّ اِليهِ مِن فاطمة؛ احدي از مردان نزد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) محبوب‎تر از اميرمؤمنان علي‏ عليه‌السلام نبود و نه از زنان، محبوب‎تر از فاطمه عليهاالسلام.

جالب اين است كه اين حديث را گروه زيادي از عايشه نقل كرده‏اند.

2- هنگامي كه آيه شريفه: «لا تَجعلوِا دعا الرسول بينكُم كدعا بَعضكم بعضاً؛ پيامبر را آنگونه كه يكديگر را صدا مي‏زنيد، صدا نزنيد.» نازل شد مسلمانان پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را با خطاب «يا محمد» صدا نكردند، بلكه «يا رسول الله و يا ايها النبي» مي‏گفتند.

فاطمه عليهاالسلام مي‏گويد:

بعد از نزول اين آيه من ديگر جرأت نكردم پدرم را به عنوان «يا ابتاه» (پدر جان!» صدا كنم، و هنگام كه خدمتش مي‏رسيدم «يا رسول ‏الله» مي‏گفتم.

يكي دوبار اين خطاب را تكرار كردم، ديدم پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) ناراحت شد و از من روبرگردانيد. دفعه سوم رو به من كرد و گفت:

«يا فاطمةَ اِنّها لَم تنزل فيكَ و لا في اَهلكِ و لا نَسلكَ، انتَ مِنّي و اَنا مِنكَ، اِنما نَزَلت فِي اهلِ الجفاء و الغلظة مِن قُريش!؛ اي فاطمه اين آيه درباره تو نازل نشده، و نه درباره خاندان و نسل تو، تو از مني و من از توأم، اين در مورد جفاكاران و تندخويان بي ادب از قريش نازل شده است!

سپس اين جمله عجيب و روح پرور را افزود: قولي: يا ابه! فانها احيا للقلب و ارضي للرب! «بگو پدر جان! كه اين سخن قلب مرا زنده مي‏كند و خدا را خشنود مي‏سازد.»

آري آهنگ دلنواز پدر جان فاطمه‏(عليها‌السلام) با روح پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) همان مي‏كرد كه امواج نسيم بهاري با شكوفه‏هاي لطيف درختان.

3- در حديث ديگري آمده است پيامبر چنان مشتاق فاطمه عليهاالسلام‏ بود كه هر گاه به سفر مي‏رفت آخرين كسي را كه با او وداع مي‏كرد زهرا عليهاالسلام بود، و به هنگامي كه از سفر باز مي‏گشت نخستين كسي را كه به ديدنش مي‏شتافت فاطمه ‏عليهاالسلام بود.

4- اين حديث را نيز بسياري از محدثان شيعه و اهل سنن نقل كرده‏اند كه پيامبر فرمود:

مَن آذاها فَقَد آذاني؛ هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.

وَ مَن اَغضبها فَقد اغضبني؛ و هر كس او را خشمگين كند مرا خمشگين ساخته است.

مَن سرها فقد سرني؛ هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده است.

وَ مَن سائه فَقد سائني؛ و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است!

بدون شك شخصيت والاي فاطمه عليهاالسلام‏ عليها و آينده درخشان و مقام عرفان و ايمان و عبادتش اين همه احترام را ايجاب مي‏كرد. چرا كه امامان، همه، از نسل او بودند. و به علاوه او همسر بزرگمرد اسلام اميرمؤمنان علي ‏عليه‌السلام بود.

اما پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) با اين عمل مي‏خواست حقيقت ديگري را نيز به مردم تفهيم كند و ديدگاه اسلام را در زمينه ديگري روشن سازد و انقلاب فكري و فرهنگي بيافريند و بگويد:

دختر موجودي نيست كه بايد زنده به گور شود.

ببينيد من دست دخترم را مي‏بوسم، او را بر جاي خود مي‏نشانم، و اين همه عظمت و احترام براي او قائلم.

دختر انساني است همچون ساير انسان‎ها، نعمتي است از نعمت‎هاي پروردگار، موهبتي است الهي.

دختر نيز مي‏تواند مانند پسر مدارج كمال را طي كند و به حريم قرب خدا راه يابد.

و به اين ترتبيب شخصيت در هم شكسته زن را در آن محيط تاريك احياء فرمود.

 

پي‎نوشت‎ها:

1. فضائل الخمسة، ج 43، ص 127.

2. مضمون اين حديث در ده‎ها روايت از طرق اهل سنت نقل شده است (احقاق الحق)، ج 10، ص 167.

3. سوره نور، آيه63 .

4. مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص320.

5. فضائل الخمسة، ج3، صفحه132 .

 

پي‎نوشت‎ها:

برترين بانوي جهان فاطمه زهرا عليهاالسلام، آية الله مكارم شيرازي .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:14  توسط زائربقيع   | 

جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

حضرت زهرا عليهاالسلام

پرتو انديشه تابناک حضرت فاطمه عليهاالسلام دوران جهل و تاريکي را درخششي  ديگر بخشيد و خورشيدي فروزان، فراروي پويندگان طريق هدايت قرار داد. در اين مقاله برآنيم با ذکر اندکي از فضائل بيکران او خود را محک زنيم.

 

کمال انساني

زهراي اطهر(عليها‌السلام) انساني چند بعدي بود، و در تمام جنبه‌هاي انساني در اوج کمال . هنگام عبادت آنچنان در معشوق غرق مي‌شد که با گذشت ساعت‌ها، گذر زمان را حس نمي‌کرد. چرا که «زمان» از مختصات ماده و ماديات است؛ و او در عالم ديگري سير مي‌کرد. اما در وقت حمايت از رهبري و ولايت، تو گويي جز سياست کار ديگري نداشت، و تا پاي جان مي‌ايستاد و جوانمردانه افشاگري مي‌‌کرد.

 

عشق به عبادت

حسن بصري مي‌گويد: «در اين امت، عابدتر از فاطمه‌(عليها‌السلام) نيامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي‌داد که پاهايش ورم مي‌کرد.» (1)

درخشش چنين عبادتي آسمانيان را مبهوت مي‌کرد. امام‌ صادق(عليه‌السلام) بعدها در مورد مادر چنين فرمود: «وقتي در محراب عبادت به نماز مي‌ايستاد براي آسمانيان مي‌درخشيد همان‌گونه که نور ستاره‌ها براي زمينيان.» (و به همين علت وي «زهرا» لقب گرفت) (2)

حضرت زهرا عليهاالسلام در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) از پشت پرده و به صورتي شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به پيش از صد آيه اشاره نمود.

در روايتي ديگر مي‌خوانيم: خداوند به فرشتگان مباهات کرده، مي‌فرمايد: «بنگريد، فاطمه‌ام چگونه در پيشگاه من ايستاده؛ ارکان بدنش از خوف به لرزه درآمده و با تمام وجود دلداده‌‌ام گشته است؛ گواه باشيد که من رهروانش را از آتش دوزخ ايمن ساختم.» (3) 

 

انس با قرآن

حضرت فاطمه(عليها‌السلام) و اصولاً عترت پاک پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) بر اساس حديث متواتر «ثقلين»، پيوندي عميق، استوار و جاودانه با قرآن دارند، سرشت زهرا، در دوران کودکي و حتي پيش از آن، با تعاليم وحي عجين گشته بود. وي در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) از پشت پرده و به صورتي شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به پيش از صد آيه اشاره نمود.

 

روح بلند و متعالي

روح بزرگ و با عظمت زهراي اطهر(عليها‌السلام)، پس از ارتحال جانسوز پدر، سبب شد تا جبرئيل فرود ‌آيد و مسائل و حوادث آينده را به اطلاع وي برساند، «اميرمومنان(عليه‌السلام)» نيز آنها را ثبت کرد و بدين سان «صحيفه فاطمه(عليها‌السلام)» شکل گرفت که از امامي به امام بعدي به ارث مي‌رسيد و هم اينک در دست پاک و با کفايت يوسف زهرا، امام زمان - عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف - است. امام خميني مي‌فرمايد: «سابقه نداشته است که جبرئيل جز با طبقه اول از انبياي عظام اين چنين آمد و شدهاي مکرر با کسي داشته باشد.» (صحيفه نور/ 279:19) و اين چنين است که پيروان راستين زهرا(عليها‌السلام) زناني هستند که از تنگناي مسائل جزئي و مادي خويشتن را رها مي‌سازند و با پرواز در آسمان معرفت هويتي ديگر مي‌يابند.

 

عفاف و حجاب

زن، مظهر جمال است و زکات جمال عفاف است؛ بر اساس دستور خداوند (مانند: سوره نور/‌‌60‌‌‌‌‌‌و61) رعايت حجاب بر زنان واجب است. آيا اين بدان معناست که زن در حصار باشد و زنداني؟

حضرت فاطمه سلام الله عليها در بستر بيماري نيز از بيدارگري بر کنار نماند، در برابر زنان مهاجر و  انصار که به عيادتش آمده بودند از کساني که علي(عليه‌السلام) را رها کرده بودند ناليد و رنجنامه خويش را برايشان برخواند. او حتي با وصيت‌نامه سياسي - الهي خويش علي را حمايت کرد و خط نفاق و منافقان را رسوا ساخت.

خير، حضرت فاطمه که حتي از انساني نابينا خود را مي‌پوشانيد بيشترين تأثير را در محيط سياسي عصر خويش نيز بر جاي مي‌گذاشت. شعار «آزادي زن» که مدت‌هاست در جوامع غربي و حتي اسلامي رواج يافته بيشتر بدين منظور است که زن از مصونيتي که شرع برايش فراهم آورده، خارج شود، تا استعمار به اغراض پليدش دست يابد. آري! عفاف و حجاب پرچم استقلال و دژ مصونيت زنان متعبد و انديشمند روزگار ماست و استعمار نيز از همين مي‌ترسد. امام  خميني مي‌فرمود: اسلام با آزادي زن نه تنها موافق است. بلکه خود پايه‌گذار آزادي زن در تمام ابعاد وجودي زن است.(4)

در جاي ديگر مي‌فرمايد: زنان آزاد هستند در بسياري از امور شرکت کنند. آزادي به معناي واقعي، نه آن‌طور که شاه مي‌خواست.(5)

 

حمايت از رهبري

هدف اصلي دشمن در هر برهه‌اي از تاريخ نابود کردن رهبري اسلام بوده است، زيرا  به خوبي فهميده بود که اين ستون موجب استواري و صلابت اسلام است.

گمراهان که توان از ميان برداشتن پيامبر خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را در خويش نمي‌‌ديدند تصميم گرفتند پس از ارتحال آن حضرت، جانشينان واقعي او را از صحنه سياست و حکومت کنار بزنند.

حضرت زهرا عليهاالسلام که از هشياري خاص سياسي برخوردار بود و به نقشه دشمن واقف بود، با روش‌هاي گوناگون از رهبري واقعي اسلام يعني حضرت اميرالمومنين علي(عليه‌السلام) حمايت کرد و جان خويش را در اين راه فدا کرد.

وي در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) در حضور خليفه  وقت و مهاجر و انصار از پسِ پرده، حقايق را بي‌پرده، باز گفت و از مومنان درخواست ياري نمود اما جوابي دريافت نکرد.

او در بستر بيماري نيز از بيدارگري بر کنار نماند، در برابر زنان مهاجر و  انصار که به عيادتش آمده بودند از کساني که علي(عليه‌السلام) را رها کرده بودند ناليد و رنجنامه خويش را برايشان برخواند. او حتي با وصيت‌نامه سياسي - الهي خويش علي را حمايت کرد و خط نفاق و منافقان را رسوا ساخت.

سلمان نقل مي کند که با خود گفتم دريغا، دختران کسري و قيصر ابريشم و حرير مي‌پوشند و دختر محمد عباي پشمين با دوازده وصله از ليف خرما! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدر جان، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند که پنج سال است که من و علي جز پوست گوسفندي که روزها علوفه‌دان شتر و شب‌ها بستر ما مي‌باشد و بالشي که پوست آکنده از ليف خرماست، از لوازم و اثاث زندگي، هيچ نداريم.

زهرا در راه حمايت از مولايش بارها کتک خورد و بالاخره در همين راه شربت شهادت نوشيد.

روزي «ابن لبيد» حضرت زهرا عليهاالسلام را ديد که بر مزار شهداي احد به سوگ نشسته و اشک مي‌ريزد پرسيد: آيا رسول خدا، پيش از وفات، درباره امام علي‌(عليه‌السلام) مطلبي گفته است؟

حضرت فرمود: شگفتا، آيا حادثه عظيم غدير خم را از ياد برده‌ايد؟

ابن لبيد گفت: مرا با خبر سازيد.

حضرت فرمود: خدا را گواه مي‌گيرم، از رسول خدا شنيدم که مي‌فرمود: علي بهترين کسي است که او را جانشين خود قرار مي‌دهم، علي امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين، پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي‌شوند. اگر از آنان فرمان بريد شما را هدايت مي‌کنند و اگر مخالفت کنيد تا روز قيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي‌شود.

آري، کتاب‌هاي اهل سنت آکنده از رواياتي در باره حضرت زهرا است، رواياتي که دخت رسول خدا در آنها از ولايت علي و فضايل او پرده برداشته و حقايق را بر همگان روشن ساخته است . (6)

 

زهد و ساده زيستي

آن‌گاه که روح، رو به سوي کمالات داشته باشد و قرب الهي را هدف خويش بداند، ماديات را جز وسيله تلقي نمي‌کند. زاهد، سراي تاريک طبيعت را حقير‌تر از آن مي‌داند که بدان دل بندد. وقتي پيامبر به ياري وحي از وضعيت دوزخ آگاهي يافت، در اندوه فراوان فرو رفت. سلمان نزد فاطمه عليها‌السلام شتافت تا از او بخواهد به ديدن پيامبر رفته وي را از اندوه بيرون آورد. مي‌گويد هنگامي که به منزل حضرت زهرا رسيدم؛ فاطمه را با لباسي پشمين که دوازده جاي آن با ليف خرما وصله شده بود! ديدم، چون وضع پيامبر را براي فاطمه تشريح کردم فاطمه از جا برخاست، همان عباي وصله‌دار را بر خود پيچيد.

با خود گفتم دريغا، دختران کسري و قيصر ابريشم و حرير مي‌پوشند و دختر محمد عباي پشمين با دوازده وصله از ليف خرما! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدر جان، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند که پنج سال است که من و علي جز پوست گوسفندي که روزها علوفه‌دان شتر و شب‌ها بستر ما مي‌باشد و بالشي که پوست آکنده از ليف خرماست، از لوازم و اثاث زندگي، هيچ نداريم.

پدر، مقام و عظمت روحي دخت خويش را برايم بر گفت و فرمود: اي سلمان! دخترم در گروه پيشگامان به سوي خداست. (7)

حضرت زهرا عليهاالسلام

انتخاب همسر

زهرا در حالي ازدواج با علي را پذيرفت که وي از نظر مالي در تنگدستي به سر مي‌برد ولي تقوا و ايمان، حکمت و دانش، شجاعت و ايثار و هزاران فضليت ديگر در او موج مي‌زد.

زهرا در حالي با علي پيمان زناشويي بست که قبل از او ثروتمنداني همچون عبدالرحمان عوف و عثمان بن عفان به خواستگاريش شتافته بودند. عبدالرحمان گفته بود: من صد شتر گران قيمت و ده هزار دينار طلا مهريه مي‌دهم، اين سخن رسول خدا را خشمگين ساخت و به او فرمود: مي‌خواهي با پول‌هايت مرا فريب دهي؟! (8)

 

ايثار و گذشت

پس از اقامه نماز جماعت، پيامبر خدا از حال پيرمردي که لباس‌هاي کهنه به تن داشت جويا شد. او گفت: گرسنه‌ام، غذايم ده؛ برهنه‌ام؛ مرا بپوشان؛ فقيرم، به من کمک مالي کن. پيامبر رحمت به بلال فرمود: او را به منزل فاطمه‌ام راهنمايي کن.

پيرمرد همان خواسته‌ها را از فاطمه طلب کرد، فاطمه که مانند شوهر و پدرش سه روز مي‌شد که غذا نخورده بود، پوست گوسفندي را که حسن و حسين روي آن مي‌خوابيدند، به وي داد. پيرمرد گفت: چگونه درد گرسنگي خويش را با آن درمان کنم؟ فاطمه گردنبندش را در آورد و تقديم به وي کرد و فرمود: اميد آن که خداوند بجاي آن چيزي بهتر از آن به تو دهد.

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: خدا را گواه مي‌گيرم، از رسول خدا شنيدم که مي‌فرمود: علي بهترين کسي است که او را جانشين خود قرار مي‌دهم، علي امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين، پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي‌شوند. اگر از آنان فرمان بريد شما را هدايت مي‌کنند و اگر مخالفت کنيد تا روز قيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي‌شود.

پيرمرد به مسجد آمد و ماجرا را براي پيامير اکرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) بيان کرد. اشک شوق در چشمان رسول خدا حلقه زد. عمار برخاست و با اجازه رسول خدا آن را خريد. پيرمرد گفت؛ در  برابر آن نان و گوشتي مي‌‌خواهم تا گرسنگي‌ام بر طرف شود، ردايي يماني که مرا بپوشاند و پولي که با آن به خانواده‌ام  برسم. عمار بيشتر از آنچه خواسته بود به وي داد. آن گاه پيامير خدا رو به پيرمرد کرد و فرمود: آيا سير شدي و پوشانيده گشتي؟ گفت: آري، پدر و مادرم به فداي تو، رسول خدا فرمود: اينک براي فاطمه به خاطر احسانش دعا کن.

 آن‌گاه پيامبر خدا رو به اصحاب کرد و براي آنها از فضائل و کمالات فاطمه سخن گفت:

عمار برخاست و گردنبند حضرت زهرا را با مشک خوشبو ساخت و در پارچه‌اي يماني پيچيد و به غلامش داد و گفت: اي رسول خدا اين غلام و گردنبند هديه‌اي است از من به شما.

پيامبر (پذيرفت و) به غلام  فرمود: نزد فاطمه برو و گردنبند را به او ده، تو نيز از آن او هستي.

(غلام به محضر فاطمه شرفياب شد) حضرت زهرا گردنبند را گرفت و غلام را نيز در راه خدا آزاد کرد.(9)

آري آن گردنبند با برکت گرسنه‌اي را سير کرد. برهنه‌اي را پوشانيد، فقيري را بي‌نياز نمود و بنده‌اي را آزاد ساخت و بالاخره نزد صاحبش برگشت.

داستان ايثار زهرا و علي و دو فرزند معصومشان (حسن و حسين) عليهم ‌السلام که سه شب متوالي افطاري خويش را به مسکين و يتيم و اسير بخشيدند و در ‌شأن آنان سوره «هل آتي» نازل شد. و ماجراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا آن را به زني مستمند بخشيد و ... همه گوشه‌اي از ايثارگري‌هاي آن بانوي با عظمت است.

امام حسن عليه‌السلام فرمود: مادرم در يک شب جمعه در محراب عبادتش، عبادت مي‌کرد. شنيدم که براي مردان و زنان مومن دعا مي‌کند و آنها را يکي يکي نام مي‌برد ولي براي خود هيچ چيز از خدا نمي‌خواهد. گفتم: مادرم چرا براي خودت دعا نمي‌کني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه، سپس اهل خانه «الجار ثم الدار.»(10)

 

تجليل از شهدا

زهراي داغدار، بر سر مزار شهداي احد به ويژه عموي پدرش، حضرت حمزه مي‌آمد و گوهر اشک خويش را تقديم مي‌کرد و با بزرگداشت نام و ياد شهدا به همگان اعلام مي‌کرد که با عافيت‌طلبي، سرپييچي از انجام دادن تکاليف و دور نگه داشتن خويش از آتش حادثه نمي‌توان اسلام را حفظ کرد. بايد چون اين شهيدان به معرکه پا نهاد و با خدا معامله کرد. زهراي صبور و تنها مي‌خواست با اشک خويش غربت اسلام را فرياد کند و بگويد: اي گروه غفلت زده، بيدار شويد که ارزش‌هاي شما را تباه و فرهنگ خويش را حاکم ساختند. مي‌خواست بگويد: نگذاريد اسلام به دست نااهلان و نامحرمان افتد.

                                                                          

                                                                                                                              "سيدعليرضا جعفري"

پانوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 84

2- علل‌ الشرائع، ج 1، ص 215

3- امالي صدوق، ص 100

4- صحيفه نور، ج 4، ص 192

5- صحيفه نور، ج 4، ص 232

6- الغدير، ج 1، ص 197 و ج 2، ص 318

7- بحارالانوار، ج 43، ص 87

8- العوالم، ج 11، ص 292

9- بحارالانوار، ج 43، ص 56

10- بحارالانوار، ج 43، ص 81

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:12  توسط زائربقيع   | 

مطالب قدیمی‌تر