عبادت امام محمد باقر
درباره خشوع فراوان آن امام در برابر خداوند، از افلح ، آزاد كرده ابوجعفر بشنویم كه چه می گوید: با محمد بن علی به قصد حج بیرون شدم. چون به مسجد درآمد به خانه خدا نگریست با صدای بلند گریست. عرض كردم: پدر و مادرم به فدایت مردم به شما می نگرند ای كاش اندكی صدای خود را پایین می آوردید. امام به من پاسخ داد: وای برتو ای افلح ! چرا نگریم ؟! شاید خدای تعالی در اثر این گریه بر من به مهربانی بنگرد و فردا در پیشگاهش سرفراز و رستگار شوم. افلح گوید: آنگاه امام طواف كرد و سپس آمد تا نزد مقام نماز گزارد. سپس سر از سجودش برداشت و دیدم كه پیشانی آن حضرت از بسیاری اشك ، خیس شده است.
افلح می افزاید: آن حضرت هر گاه می خندید، می فرمود: خداوندا بر من خشم مگیر!(10)
فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام در وصف اخلاص و عبادت پدرش چنین می فرماید:
پدرم بسیار ذكر خدا می گفت. من با او می رفتم، و او ذكر خدا می گفت. با او غذا می خوردم و او ذكر خدا می گفت. با مردم سخن می گفت، اما این امر او را از ذكرخدا باز نمی داشت. زبانش را می دیدم كه به كامش می چسبید و با این وصف پیوسته از گفتن ذكر لا اله الا الله باز نمی ایستاد. ما را جمع می كرد و به ما می فرمود كه تا طلوع آفتاب ذكر خدا بگوییم و هر یك از ما را كه می توانست بخواند به تلاوت قرآن فرمان می داد و هر كه نمی توانست، می فرمود ذكر بگوید.(11)
امام صادق (ع) در همین باره باز می فرماید:
من بستر پدرم را می گستردم و انتظار می كشیدم تا بیاید. چون او به بسترش می آمد و می خوابید من نیز به سوی بستر خود می رفتم. شبی او دیر كرد و من به جستجویش به مسجد رفتم . مردم همه در خواب بودند . ناگهان پدرم را دیدم كه در مسجد به حال سجده است. در مسجد جز او كس دیگر نبود. ناله اش را می شنیدم كه می گفت: پیراسته ای پرورگارا! تو، به حقیقت پروردگار منی . از روی تعبد وبندگی تو را سجده می كنم. معبودا! كردار من اندك است پس تو خود آن را برایم دو چندان كن. بارالها! مرا از شكنجه ات درروزی كه بندگانت را بر می انگیزی، در امان نگاه دار و بر من نظر كن كه توالبته توبه پذیر و مهربانی .(12)
