جویبارهاى خونین
گروهى از فرزندان ائمه علیهم السلام و نیز سادات و علویان، طى مبارزات و قیام هایى حضرت امام كاظم(ع) را در دفاع از جبهه حق و افشاى باطل یارى مىدادند.
در دوران حكومت منصور و فرزندش مهدى شرایط طاقت فرسایى بر شیعیان مدینه سایه افكند. خفقان آن چنان علویان را احاطه كرد؛ كه آنان چون آتشى زیر خاكستر در صدد پیدا كردن فرصتى بودند تا بر دستگاه ستم حریق افكنند. وقتى مهدى یكى از دشمنان معروف اهل بیت را به عنوان والى مدینه منصوب كرد، او حقوق علویان را از بیتالمال قطع كرد و دستور به بازداشت سادات و شیعیان حوزه حكومتى داد. زمینههاى خروش خونین علویان به این ترتیب فراهم گشت و حسین بنعلى بن حسن مثلث كه از نوادگان امام حسن مجتبى علیه السلام بود، رهبرى « قیام فخ» را عهده دار گردید. وجود دویست نفر از اصحاب امام كاظم(ع) و بزرگان بنىهاشم در این نهضت و تایید ضمنى امام از وى دلیل بارزى بر موافقت هفتمین فروغ امامت با جنبش مذكور است، گر چه در آغاز نیروهاى حسین بنعلى بر شهر مدینه استیلا یافتند، ولى با آمدن نیروهاى تازه نفس از سوى مركز خلافت و آرایش نظامى عباسیان طى نبردى خونین كه در وادى فخ واقع در غرب شهر مكه رخ داد، گروهى به شهادت رسیدند. (24)
- عبدالله بن حسن:
از بزرگان شیعه و مطیع امام هفتم بود، گروه عظیمى از شیعیان را به گرد خودش فرا آورد و مخالفت خود را با غاصبان آغاز كرد. سرانجام به زندان كشیده شد. او محبس را آموزشگاه انقلاب خویش ساخت و از طریق مكاتبه با رهبر خود، امام كاظم(ع)، الهام مىگرفت و خبر مىرساند تا آن كه به شهادت رسید. - یحیى بنعبدالله: از قهرمانان انقلاب حسین بنعلى رهبر قیام فخ بود و بعد از كشته شدن وى به سرزمین دیلم گریخت. در آنجا شیعیان را مجتمع كرد. هارون كه از فعالیت وى واهمه داشت، فضل بن یحیى را با لشكرى زیاد به سوى او روانه داشت. نبرد فرستاده خلیفه با یحیى به پراكندگى یارانش انجامید و او را به صلح وادار كرد، هارون از فرصت پیش آمده استفاده كرد و او را به زندان افكند و دستور داد دیوار زندان را به رویش ویران كنند تا به شهادت برسد. (25)
- حسین بن عبدالله:
مردى زاهد و عابد در عصر خویش محسوب مىشد. او به جهت مبارزات و مجاهدت هاى مداوم و دفاع از حریم امامت، به دست حكومت ظالم وقت گرفتار و شهید شد.حسین، فرزند امام كاظم(ع) بود و در ناحیه فارس به حالت اختفاء و دور از ستم عباسیان زندگى مىكرد. ماموران و حاكمان فارس محل اختفاء او را یافته و آن سید بزرگوار را شهید كردند. هم اكنون به سید علاء الدین حسین معروف است و در شیراز داراى قبه و بارگاه مىباشد. (26)
- احمد بن عیسى:
از دوستداران امام كاظم(ع) بود و همزمان با جنبش یحیى قیامى ترتیب داد. هارون وى را به زندان انداخت، او از محبس گریخت و به بصره رفت. از آنجا با شیعیان مكاتبه داشت و مردم را علیه دستگاه عباسى برمىانگیخت. بر اثر فعالیت هاى وى نهال تشیع در بصره به بالندگى افزون ترى رسید و چون امام كاظم(ع) به دستور هارون در بصره زندانى گشت، مردم این شهر از زندانى شدن امام خشمگین شده و نسبت به عباسیان اظهار تنفر كردند. اما به دلیل پر خفقان و حكومت نظامى عباسیان، قادر نبودند به قیامى دست بزنند. - اسماعیل، فرزند موسى بن جعفرعلیهما السلام: در مصر رحل اقامت افكند. فرزندان وى نیز در آنجا زندگى مىكردند، وى ضمن تالیف چندین كتاب، جانبدارى از حریم ولایت و نگهبانى دژ استوار امامت و فراخوانى شیعیان در ستیز با ستم مشغول بود.
اختناق فكرى و جلوگیرى از فعالیت هاى شیعیان به اندازهاى بود كه شیعیان و سادات و علویان عصر امام كاظم(ع) به شیوهاى افشاگرانه روى آوردند و آن نوشتن مطالبى مبنى بر حقانیت اهل بیت(ع) و غاصب بودن خلفاى عباسى و نیز درج اندیشههاى الهام گرفته از پرتو فروزان امام هفتم بود بدین گونه دیوارهاى سرزمین اسلامى با تابلوهاى رنگین، اعمال ننگین عباسیان را فاش مىساخت شاعران، گویندگان و روشنگران از این طریق مسؤولیت حساس و نقش تاریخى خویش را ایفا مىكردند.
سرانجام حكومت فاسد عباسى كه هراس عمیقى از امام در دل داشت و تمامى تلاش هاى فرهنگى سیاسى این عصر را در پرتو رهنمودهاى حكیمانه امام هفتم مىدانست و مشاهده مىكرد كه عظمت و مهابت شخصیت امام در بین مردم و درگیرى مستقیم و توام با صراحت او در برخورد با خلفا تشكیلات آنان را به مخاطره افكنده، در سال183 هجرى امام را در سیاه چال هاى بغداد در سن 55 سالگى به شهادت رساند.
پىنوشت ها:
1- كشفالغمه فى معرفة الائمة، على بنعیسى اربلى، ج3، صص 2 و3، به نقل از كمالالدین.
2- بحارالانوار، ج 48، صص 2 -3.
3- اصول كافى، ج 2، صص 468 - 470.
4- همان، ص 475 / الغیبة، نعمانى، ص 324.
5- رجال كشى، صص239 – 241 / حیاة الامام موسى بن جعفر، ج 1، صص 418 - 419.
6- الانوار البهیه، ص 91.
7- الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 231.
8- حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه، رسول جعفریان، ج 2، صص19 - 20.
9- دورنمایى از زندگانى امام موسى بنجعفر(ع)، عبدالرحیم عقیقى بخشایشى، ص 122.
10- جامع الرواة، محمد بنعلى اردبیلى، ج 2، صص356 -357 .
11- فهرست شیخ طوسى، ص 265.
12- معجم رجال حدیث، ج 14، ص 301.
13- این واقعیت در رجال نجاشى، ص229 و رجال كشى، ص 591 آمده است.
14- رجال كشى، ص186.
15- راویان امام رضا(ع) در مسند الرضا، ص 361.
16- همان، ص 15.
17- منتهى الامال، ج 2، ص276.
18- رجال نجاشى، ص 305 / رجال كشى، ص269.
19- بحارالانوار، ج 48، ص67.
20- در مورد وى بنگرید به كتاب صفوان بنیحیى، شكوه ایمان، محمد اصغرى نژاد.
21- بحارالانوار، ج 48، ص 35.
22- رجال نجاشى، ص 255.
23- پیشواى آزاده، مهدى پیشوایى، ص 55.
24- سرزمین وحى، سرچشمه تشیع،غلامرضا گلى زواره ، صص 120 - 121.
25- مامقانى در تنقیح المقال، ج3، باب یحیى وى را از یاران امام كاظم(ع) و رجال موثق دانسته است.
26- ابىنصر بخارى در كتاب سرالسلسلة العلویة وى را از فرزندان امام هفتم دانسته و وى را بلاعقب مىداند.
منبع:
مجلات، ماهنامه كوثر، شماره 9
"غلامرضا گلىزواره"
