تبليغاتX
كريم اهل بيت - خطر چيست؟

آرشيو موضوعات

امار و اطلاعات

 
No Image
خطر چيست؟ پيوند ثابت
خطر چيست؟     
هدف اين مقاله، يافتن پاسخي براي اين پرسش مبنايي است كه از ديد امام خميني(ره)، عمده‌ترين جريان خطرآفرين براي اسلام و مسلمين و بلكه جهان بشريت ـ به ويژه در دوران كنوني ـ كدام است؟ نويسنده محترم در پي آن است تا شيوه‌هاي برخورد حضرت امام(ره) را با اين خطر سهمگين مورد بررسي قرار دهد.
آنان كه به طريق معمول، دربارة انديشه و زندگاني امام خميني(ره) داد سخن مي‌دهند يا قلم‌فرسايي مي‌كنند، بعضي آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوي و حكومت سفاك شاهنشاهي دانسته، سراسر زندگاني و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در اين محور خلاصه مي‌كنند. جرياني كه امام خميني(ره) در برابر آن قيام كرد و تا آخرين لحظة حيات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌اي غفلت نورزيد، نه فقط اسلام و امت مسلمان ايران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهاني را به مخاطره افكنده است.
امام خميني(ره) از آغاز علني شدن قيام خويش در سال 1341 شمسي، طيّ نطقي مبسوط، در اين‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر يهود است،1... آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بني‌اميه» نيست.
هدف اين مقاله، يافتن پاسخي براي اين پرسش مبنايي است كه از ديد امام خميني(ره)، عمده‌ترين جريان خطرآفرين براي اسلام و مسلمين و بلكه جهان بشريت ـ به ويژه در دوران كنوني ـ كدام است؟ نويسنده محترم در پي آن است تا شيوه‌هاي برخورد حضرت امام(ره) را با اين خطر سهمگين مورد بررسي قرار دهد.
آنان كه به طريق معمول، دربارة انديشه و زندگاني امام خميني(ره) داد سخن مي‌دهند يا قلم‌فرسايي مي‌كنند، بعضي آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوي و حكومت سفاك شاهنشاهي دانسته، سراسر زندگاني و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در اين محور خلاصه مي‌كنند. جرياني كه امام خميني(ره) در برابر آن قيام كرد و تا آخرين لحظة حيات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌اي غفلت نورزيد، نه فقط اسلام و امت مسلمان ايران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهاني را به مخاطره افكنده است.
امام خميني(ره) از آغاز علني شدن قيام خويش در سال 1341 شمسي، طيّ نطقي مبسوط، در اين‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر يهود است،1... آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بني‌اميه» نيست.2
البته سلطة وحشتناك و همه جانبة يهود و دست‌پروردگان آنها بر مراكز و محافل حساس ايران ‌[آن روز]، از يك سو؛ و اشغال قبلة اول مسلمانان و معراجگاه پيامبر خاتم از سوي ديگر، تهاجمي سهمگين بود كه غيرتمندان جهان نسبت به آن احساس خطر مي‌كرده‌اند اما دامنة خطر به همين جا محدود نمي‌شود. سيطرة اين جماعت بر اهرم‌هاي قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي، و... در جهان، خصوصاًً مغرب‌زمين، و تعقيب استراتژي اشغال سرزمين‌هاي پهناور و زرخيز اسلامي براي تحقق يافتن شعار «از نيل تا فرات»، توطئه‌اي بزرگ‌تر است كه سايه شوم آن بر سر جهان اسلام سنگيني مي‌كند.با آگاهي دقيق و حكيمانه از اين واقعيت‌ها بود كه امام خميني(ره) نوك پيكان مبارزة خويش را به سمت يهود و اسرائيل نشانه گرفت. و هم از اين رو بود كه او همة مشكلات جهان اسلام، از جمله ايران زير سلطة پهلوي را از اين زاويه تحليل مي‌كرد:
اين جانب، حسب وظيفة شرعيه، به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مي‌كنم؛ قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهيونيست‌هاست3 خطر اسرائيل و عمال آن را به مردم تذكر دهيد. در نوحه‌هاي سينه‌زني، مصيبت‌هاي وارده بر اسلام و مراكز فقه و ديانت و انصار شريعت [را] يادآور شويد.4
حضرت امام(ره) پرچم مبارزه با برنامه‌ها، اهداف، و عملكرد جنايت‌بار صهيونيسم جهاني را كه در چند محور ذيل قابل تلخيص است، در دستان مبارك خويش گرفته بود:
الف) مسئلة قدس، ب) سلطه بر ايران شاهنشاهي و ايجاد روابط مستحكم و گسترده با رژيم پهلوي، ج) پيگيري استراتژي ايجاد «اسرائيل بزرگ» و اشغال ممالك اسلامي منطقه، با هدف تحقق بخشيدن به شعار ديرينة «از نيل تا فرات»، د) سيطرة همه‌جانبه بر نظام حاكم جهاني.

 

مسئله قدس
حضرت امام در تمام دوران مبارزات خويش، مسلمانان را تشويق مي‌كرد كه براي آزادي قدس و فلسطين و محو رژيم نامشروع صهيونيستي بكوشند. در ديدگاه ايشان، همواره مسئلة فلسطين در رأس مسائل و مشكلات مسلمين و بزرگ‌ترين مصيبت‌جهان اسلام است:
از مصيبت‌هاي بزرگ مسلمين، قضية اسرائيل تجاوزكار است5
ما مي‌گوييم، اسرائيل بايد از صفحة روزگار محو شود و بيت‌المقدس مال مسلمين و قبلة مسلمين است6
غصب فلسطين و كشتار و اخراج و آواره ساختن ميليون‌ها زن و مرد و كودك بي‌دفاع و بي‌پناه فلسطيني، همراه با جنايات وحشتناك و مكرر در آن سرزمين و ويران ساختن صدها شهر و روستا و مكان مقدس مسلمانان و قتل‌عام مستمر كودكان و جوانان به پا خاستة آن سامان، مسئله‌اي نيست كه بررسي آن در يك كتاب يا مقاله بگنجد. از اين گذشته، نبايد فراموش كرد كه توطئه اشغال فلسطين و ايجاد «اسرائيل» در قلب جهان اسلام، سرفصل توسعه‌طلبي گسترده‌اي است كه متأسفانه هنوز ملت‌هاي مسلمان از عمق و گسترة آن، آگاهي كافي نيافته‌اند. امروز، حتي جنايات صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي و درد جانكاه ميليون‌ها آوارة فلسطيني در كشورهاي مختلف، هنوز براي مسلمانان به خوبي تشريح نشده است. نيز عمق فاجعة اشغال فلسطين و ابعاد توطئة اشغالگران و حاميان جهاني آنها، براي مردم كشورهاي اسلامي تفسير نگشته است.
حضرت امام خميني(ره)، با تمام وجود، اين حقايق را درك كرد و يك‌تنه به مبارزه با اشغالگران برخاست. او همواره مسلمانان، به خصوص رهبران و انديشمندان امت، را به مبارزه براي نابودي دشمن مشترك اسلام، يعني رژيم غاصب صهيونيستي، و آزادي سرزمين فلسطين دعوت مي‌نمود:
بيش از بيست سال است فرياد كرده‌ايم كه اجتماع كنيد و اين غده سرطاني را از بين مسلمين بيرون كنيد. بيت‌المقدس را از او بگيريد؛ كشورهاي اسلامي را از اين غدة سرطاني آزاد كنيد.7
حضرت امام نه تنها مصيبت اشغال را در رأس مصيبت‌هاي جهان اسلام مي‌دانست، بلكه معتقد بود كه اين مسئله در گستره‌اي فراتر از محدودة زمان يا مكان خاص جاي دارد: «مسئلة قدس يك مسئلة شخصي و يك مسئلة مخصوص به يك كشور و يا يك مسئلة مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست بلكه حادثه‌اي است براي موحدين جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آينده؛ از روزي كه مسجدالاقصي پي‌ريزي شد تا آنگاه كه اين سياره در نظام هستي در گردش است. و چه دردناك است براي مسلمانان جهان در عصر حاضر كه با داشتن آن همه امكانات مادي و معنوي، مرأي و منظر آنان، به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عاليقدرش اين چنين جسارت واقع شود؛ آن هم از يك مشت اوباش جنايتكار! و چه ننگ است براي دولت‌هاي اسلامي كه با در دست داشتن شريان حياتي ابرقدرت‌هاي جهان، بنشينند و تماشاگر باشند كه آمريكا، ابرجنايتكار تاريخ، يك عنصر فاسد بي‌ارزش را در مقابل آنان علم كند و با عده‌اي ناچيز، عبادت‌گاه مقدس و قبلة اول آنان را غصب نموده و با كمال وقاحت در مقابل آنان قدرت‌نمايي كند! و چه شرم‌آور است سكوت در مقابل اين فاجعة بزرگ تاريخ...!»8
تسلط يهود بر ايران شاهنشاهي
سلطة روزافزون يهوديان و دست‌پروردگان آنها بر ايران شاهنشاهي كه روابط عميق سران پهلوي با رژيم صهيونيستي از آن حكايت مي‌كرد يكي از انگيزه‌هاي قيام حضرت امام خميني(ره) در برابر حاكميت پهلوي بود. در ديدگاه آن حضرت، شاه از كارگزاران صهيونيست‌ها بود كه مأموريت داشت تا زمينه‌هاي گسترش نفوذ آنها در اين كشور اسلامي را فراهم سازد:
اينجانب كراراً خطر اسرائيل و عمال آن را كه در رأس آنها، شاه ايران است گوشزد كرده‌ام. ملت اسلام تا اين جرثومة فساد را از بن نكنند، روي خوش نمي‌بينند و ايران تا گرفتار اين دودمان ننگين است، روي آزادي نخواهد ديد. از خداوند متعال، نصرت مسلمين و خذلان اسرائيل و عمال سياه آن را خواستارم.9
بر كسي پوشيده نيست كه ايران به لحاظ موقعيت خاص تاريخي ـ فرهنگي و نيز وضعيت ويژة جغرافيايي ـ اقتصادي، در قرون اخير، پيوسته دستخوش توطئه‌چيني يهود و دست‌پروردگان آن بوده است. در عصر پهلوي، نهادها و محافل مخفي و قدرتمند صهيونيسم جهاني در تمام شئون اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي، و اطلاعاتي ـ امنيتي دخالت داشتند. بر اساس مدارك موجود، يهودي‌ها و مأمورانشان سمت‌هاي حساس كشور را برعهده داشتند. و در جنبه‌هاي گوناگون، امور را در جهت برنامه‌ها و اهداف خود سوق مي‌دادند. به عبارتي، آنان طراح و برنامه‌ريز حكومت پهلوي نيز بودند. هشدارهاي عالمانة حضرت امام نسبت به خطر گسترده و فزايندة يهود در آن دوران سياه، در زمرة معتبرترين مدارك تاريخي جاي دارند. اين گنجينة گرانبها، همچنين نشانگر مبارزات حماسي بزرگمردي است كه با الهام از فرهنگ عاشورا، به نبرد با دشمن مهاجم برخاست.
امام خميني(ره)، به پيروي از جد بزرگوارش ـ حسين‌بن علي(ع) ـ زماني پرچم مبارزه را بر دوش گرفت كه خصم با تمام امكانات خويش، در ميدان حاضر بود و همة اهرم‌هاي قدرت را در دست داشت. در حقيقت، محمدرضا پهلوي به عنوان سركردة مأموران اسرائيل، ايران شاهنشاهي را پايگاه نظامي و جاسوسي صهيونيسم جهاني ساخته بود.  در اين ميان، حضرت امام كه به حقانيت مبارزه‌اش يقين كامل داشت، لحظه‌اي از حركت پيامبرگونه‌اش باز نايستاد: «امروز به من اطلاع دادند كه بعضي اهل منبر را برده‌اند در «سازمان امنيت» و گفته‌اند، شما با سه چيز كار نداشته باشيد، ديگر هر چيز مي‌خواهيد بگوييد؛ يكي، شاه را كار نداشته باشيد، يكي هم اسرائيل را كار نداشته باشيد؛ يكي هم نگوييد دين در خطر است. اين سه تا امر را كار نداشته باشيد، هر چه مي‌خواهيد بگوييد. خوب؛ اگر اين سه تا امر را كنار بگذاريم، ديگر چه بگوييم؟ ما هر چه گرفتاري داريم، از اين سه تاست؛ تمام گرفتاري‌هاي ما. اسرائيل مملكت را به باد مي‌دهد. اسرائيل سلطنت را مي‌برد؛ عمال اسرائيلي، آقا! اسرائيل دوست اعليحضرت است؟ يك چيزهايي، يك حقايقي در كار است... مي‌گويند از شاه و اسرائيل حرف نزنيد. رابطة بين شاه و اسرائيل چيست؟ شايد به نظر سازمان امنيت، شاه يهودي باشد. اين كه ادعاي اسلام مي‌كند و مي‌گويد «من مسلمانم» و بر حسب ظواهر هم مسلمان است، شايد سري در كار باشد..10. افشاي نقشه‌هاي پنهان و خزندة يهود بر ضد دين و امت اسلام، آن هم در زمان اوج قدرت اين جماعت در ايران، نه تنها نشانگر بينش عميق و حكيمانة امام راحل(ره)، بلكه بيانگر مردانگي و همت بلند آن حضرت بود:
اسرائيل نمي‌خواهد در اين مملكت دانشمند باشد؛ اسرائيل نمي‌خواهد در اين مملكت قرآن باشد؛ اسرائيل نمي‌خواهد در اين مملكت علماي دين باشند؛ اسرائيل نمي‌خواهد در اين مملكت احكام اسلام باشد. اسرائيل به دست عمال سياه، مدرسه [= فيضيه] را كوبيد؛ ما را مي‌كوبند؛‌ شما ملت را مي‌كوبند؛ مي‌خواهند اقتصاد شما را قبضه كنند؛ مي‌خواهند زراعت و تجارت شما را از بين ببرند؛ مي‌خواهند در اين مملكت داراي ثروتي باشند، ثروت‌ها را تصاحب كنند به دست عمال خود؛ اين چيزهايي كه مانع هستند، چيزهايي كه سد راه هستند، سدها را بشكنند. قرآن سر راه است، بايد شكسته شود؛ روحانيت سد راه است، بايد شكسته شود؛ مدرسة فيضيه سد راه است، بايد خراب شود؛ طلاب علوم دينيه ممكن است بعدها سد راه شوند، بايد از پشت بام‌ها بيفتند؛ بايد سر و دست آنها شكسته شود. براي اين كه اسرائيل به منافع خودش برسد، دولت ما به تعبيعت اسرائيل، ما را اهانت مي‌كند11
از ديدگاه حضرت امام(ره)، توطئه خزنده و خطرناك يهود براي تسلط بر اهرم‌هاي قدرت در ممالك اسلامي ـ از جمله ـ نه تنها در دورة سلطنت پهلوي، بلكه در گستره‌اي بس طولاني‌تر جريان داشته است:
عمال اسرائيل در ايران، در هر جا انگشت مي‌گذاري، مي‌بيني كه يكي از اينها هست: مراكز حساس، خطرناك.  اين [يهودي]ها آنهايي بودند كه در «شميران» توطئه كردند «ناصرالدين شاه» را بكشند و مملكت ايران را قبضه كنند. اينها حكومت را از خودشان مي‌دانند. اينها در كتاب‌هايشان نوشته‌اند، در مقالاتشان نوشتند: «حكومت مال ماست. بايد يك سلطنت جديدي به وجود بياوريم و يك حكومت جديدي به وجود بياوريم»...12
به منظور شناخت بيشتر بينش ژرف و داهيانة حضرت امام و مبارزات حسين‌وار آن مرد بزرگ با دشمن اصلي، بجاست تا به پاره‌اي از اسناد تاريخي اشاره كنيم.
طبق مدارك موجود، در دوران حساس مشروطه تا كودتاي رضاخان، رئيس‌الوزرا (نخست‌وزير)هاي دولت‌هاي مختلف از مأموران شبكة جهاني يهود و به عبارتي دقيق‌تر: سازمان جهاني «فراماسونري» بودند. اين عده، هم از لحاظ فكري و هم از جنبة تشكيلاتي، موظف به فرمانبرداري از كارفرمايان خود بودند و در اجراي برنامه‌هاي سياسي، اقتصادي، و فرهنگي آنها از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. صرف‌نظر از شخصيت‌هاي مورد اشاره، وزرا و صاحب‌منصباني ديگر نيز داراي چنين ماهيت و وابستگي‌هايي بودند كه تشريح عملكرد خائنانة آنان از عهدة اين نوشتار خارج است.
اينك، به ماهيت يكي از اين‌گونه افراد، به طور گذرا مي‌پردازيم.  و آگاهان از مسائل تاريخي و سياسي مي‌دانند كه با روي كار آمدن رضاخان، كفالت نخست‌وزيري به يكي از چهره‌ها و مهره‌هاي رمزآميز تاريخ معاصر ايران، «محمدعلي فروغي»، واگذار گرديد. او در دوران سلطنت رضاخان، چهار بار به نخست‌وزيري منصوب شد. پس از روي كار آمدن «محمدرضا پهلوي» و در دوران اول پادشاهي وي نيز فروغي سه بار به نخست‌وزيري رسيد. ناگفته نماند كه اين شخص در دورة قاجاريه هم چندين بار وزير دارايي، وزير عدليه، و وزير امور خارجه گشته. در برخي ديگر از وزارتخانه‌ها و ادارات مهم آن زمان نيز سمت‌هاي حساس را دارا بوده است. جالب توجه است كه هم سلطنت رضاخان و هم سلطنت پسرش محمدرضا با نخست‌وزيري فروغي شد. او علاوه بر عهده‌داري مأموريت‌هاي خارجي، جمعاً پنج بار وزير امورخارجه، چهار بار وزير دارايي، سه بار وزير عدليه، چهار بار وزير جنگ، يك بار وزير اقتصاد ملي، و يك بار وزير دربار بود.13
با اين حال، محمدعلي فروغي بيشتر به عنوان يك دانشمند به جامعه معرفي شده است. خوب است بدانيد كه جدّ بزرگ اين خانوادة فروغي از يهوديان «بغداد» بوده است، و محمدعلي فروغي، خود، از سركردگان و فعالان سازمان «فراماسونري»، بنيان‌گذار و استاد اعظم «لژ بيداري ايران»، و از خادمان دانشمندمآب يهوديت جهاني در كشور ما بود.14 به طور مختصر بايد به اين واقعيت اشاره نمود كه نقش و عملكرد چندين بعدي فروغي و امثال او در تاريخ معاصر ايران، بسيار وحشتناك و تكان‌دهنده است. به اين سان، جاي تأسف و تعجب است كه هنوز جوانان دانشجو و دانش‌پژوه كشور ما، دربارة چنين مهره‌هايي آگاهي كافي ندارند.
يهود،‌ براي دستيابي به اهداف پنهان خود، به انتخاب مقام‌هاي درجة اول كشور بسيار اهميت مي‌داد. در مورد روي كار آمدن رضاخان، همين اشاره كافي است كه:
صعود سلطنت رضاخان را گامي از سوي صهيونيسم، به منظور تأمين شرايط لازم براي تأسيس «تمدن يهود» در خاورميانه [و بلكه ايجاد و استقرار سلطنت جهاني يهود] ارزيابي كنيم. اين گام توسط «اردشير ريپورتر»، سرجاسوس انگليس در ايران، به فرجام رسيد و رژيمي ضداسلامي مردم ايران، اين نيروي عظيم را از منطقة خاورميانه بيگانه و منزوي سازد.15
پس از رضاخان، فرزند و وليعهد او به سلطنت نشست و ادامة نقش و مأموريت پدر به او تفويض شد. در مدت 37 سال سلطنت محمدرضا، سراسر كشور جولانگاه محافل و مأموران «يهودي ـ ماسوني» گرديد. اكثر كساني كه در اين مدت به عنوان نخست‌وزير انتخاب شدند، يا از دستان و اعضاي بلندپاية لژهاي فراماسونري بودند و يا از دست‌نشاندگان و مأموران يهود و ماسون؛ در اين زمينه نيز به نمونه‌اي اكتفا مي‌كنيم:
«اميرعباس هويدا» از نخست‌وزيران معروف دوران سلطنت محمدرضا پهلوي به شمار مي‌رفت. او از نوادگان «ميرزا يعقوب» يهودي و از بهائيان مشهور و عضو بلندپاية فراماسونري ايران بود. وي از بهمن 1343 تا مرداد 1356، حدود سيزده سال سمت نخست‌وزيري را بر عهده داشت و در ميداني به پهنة ايران‌زمين، يكه‌تازي مي‌كرد:
در دوران هويدا، پيوندهاي نهان و عيان دربار پهلوي با محافل قدرتمند و چپاولگر غرب و صهيونيسم جهاني، به مستحكم‌ترين شكل خود رسيد16
البته ميان كساني چون «فروغي»، «هويدا»، «منصور»، «زاهدي»، «عَلَم»، «اقبال» و «شريف امامي» ـ كه در دوران محمدرضا، نخست‌وزير بودند ـ و برخي از وزرا و امرا و اشراف‌زادگان ـ كه با محافل پشت‌پردة يهودي ـ فراماسونري ارتباط پنهان و تشكيلاتي داشتند ـ چندان نمي‌توان فرق نهاد زيرا همة اين افراد در حد توان و موقعيت خويش، خدمات شاياني به محافل جهاني يهود و خيانت‌هاي جبران‌ناپذيري به ملت ايران و فرهنگ اسلامي اين سرزمين كردند.
اين حقايق حساس، هيچ‌گاه از ديد امام خميني(ره) دور نماند. او در دوران سياه سكوت و سكون با فريادها و پيام‌هاي حسين‌وار خود، چهرة دشمنان را افشا نمود و لحظه‌اي در مبارزه با آن سستي نورزيد:
تأسف بالاتر، تسلط اسرائيل و عمال اسرائيل است بر بسياري از شئون حساس مملكت؛ و قبضه نمودن اقتصاديات آن، به كمك دولت و عمال دستگاه جبار17
در ديدگاه امام خميني، هدف اصلي دشمن آن بود كه فرهنگ نوراني اسلام را از صحنة اجتماع بزدايد و علماي راستين را در ميان مردم منزوي سازد. «سازمان اطلاعات و امنيت» رژيم شاهنشاهي نيز به دستور كارفرمايان جهاني خويش، با تمام توان در اين جهت تلاش مي‌كرد:
هدف اجانب، قرآن و روحانيت است. دست‌هاي ناپاك اجانب با دست اين قبيل دولت‌ها قصد دارد قرآن را از ميان بردارد و روحانيت را پايمال كند. ما بايد به نفع يهود آمريكا و فلسطين هتك شويم و به زندان برويم، معدوم گرديد، و فداي اغراض شوم اجانب شويم!18
حضور كارشناسان و مشاوران يهودي در رأس دستگاه پهلوي و مراكز حساس تصميم‌گيري، از دربار گرفته تا سازمان امنيت و هيأت دولت و سازمان طرح و برنامه و راديو ـ تلويزيون و...، از ديگر مسائل اسفناكي بود كه امام امت آن را افشا كرد:
مشاورين سلاطين سابق علما بودند، «علي‌بن يقطين» بوده است؛ گاهي ائمة اطهار(ع) بوده‌اند. حالا مشاورين چه كساني هستند؟ اسرائيل! مشاورها از اسرائيل [مي‌آيند]19
ايران عصر پهلوي نه تنها پايگاه نظامي ـ جاسوسي يهود و آمريكا بود، بلكه طرح‌ها و برنامه‌هاي مهم حكومت پهلوي به دست يهوديان و فراماسونرها تدوين مي‌شد و براي اجرا به شاه و نخست‌وزير يا ديگر مقام‌هاي اجرايي ابلاغ مي‌گرديد. برنامة انحرافي موسوم به «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و ملت» نمونه‌اي آشكار از همين برنامه‌ها بود. اين طرح به نام محمدرضا پهلوي شهرت پيدا كرد؛ اما بر آگاهان پوشيده نيست كه اصول اين طرح، همسو با منافع كارفرمايان جهاني محمدرضا و سرمايه‌داران بزرگ بين‌المللي، به سركردگي صهيونيسم جهاني طرح‌ريزي گشت. طبق اسناد موجود، اين پروژه به دست يكي از يهوديان سرشناس با نام «والت راستو»20 طراحي گشت. او عضو فعال نهاد نيمه‌مخفي «شوراي روابط خارجي آمريكا»، رئيس «شوراي برنامه‌ريزي وزارت امورخارجة امريكا»، مشاوره امنيت ملي آن كشور، و يكي از طراحان اصلي جنگ افتضاح‌بار ويتنام بود21 اين جامعه‌شناس امريكايي در خانوادة يهودي «ويكتور هارون» به دنيا آمد و مدتي دراز مشاوركاخ سفيد بود. حدود يك دهه (1960 تا 1970 م. = 1339 تا 1349ش.) نام اين فرد بر جامعه‌شناسي غرب سنگيني مي‌كرد22
در محافل مخفي جهاني، «والت راستو»؛ و در دنياي پيداي سياست، محمدرضا پهلوي و برخي ديگر به عنوان طراحان «انقلاب سفيد شاه و ملت» معروف شدند اما در حقيقت، نهادهاي نيمه‌پنهان يهودي ـ كه «راستو» عضوي از آن خانواده بود ـ كارگزاران اصلي اين فتنه بودند. چه انديشه‌مندانه و آگاهانه است اين سخن امام خميني: «اين اصلاحات ادعايي [انقلاب شاه] به نفع بازرگاني آمريكا و اسرائيل در ايران بود.»23 در اين مورد نيز حضرت امام با بينش عميق خويش، نوك پيكان مبارزه را به سوي محمدرضا و كارفرمايان يهودي‌اش نشانه گرفت                اين بزرگ‌مرد مبارز كه مركز جهاني توطئه و فتنه را كاملاً شناخته بود، پس از عتاب‌هاي مكرر به شاه و صاحب‌منصبان درجة اول كشور، با قدرت و صلابت، به آنان فرمود:
آقا مگر شما يهوديد؟ مگر مملكت ما، مملكت يهود است؟24
و آنگاه، علماي اسلام را به ميدان اين مبارزة سرسختانه دعوت كرد:
خطر اسرائيل و عمال ننگين آن، اسلام و ايران را تهديد به زوال مي‌كند. من براي چند روز زندگي با عار و ننگ ارزشي قائل نيستم و از علماي اعلام و ساير طبقات مسلمين انتظار دارم كه با تشريك مساعي، قرآن و اسلام را از خطري كه در پيش است نجات دهند251
در دوران سلطنت پهلوي، صهيونيست‌ها با جديت تمام به فعاليت‌هاي خزندة فرهنگي و اطلاعاتي پرداختند و كوشيدند تا انديشه‌هاي غيراسلامي و يهودي‌گرانه را در ايران، خصوصاً در ميان قشر جوان، رواج دهند. اين، خود حقيقتي است قابل تأمل كه متأسفانه كمتر مورد بررسي قرار گرفته است.
طبق اسناد و مدارك تاريخي، پس از شهريور 1320، مجدداً و به تدريج، «يهودگرايي» به شكل روشنفكران غربگراي ايران ترويج شد. [...] طبق اسناد موجود، «يعقوب نيمرودي» در سال 1334 وارد ايران شد و هدايت شبكة «موساد» در ايران را به عهده گرفت. در نتيجة عملكرد اطلاعاتي و سياسي و فرهنگي سرويس‌هاي جاسوسي غرب بود كه رژيم پهلوي در دهة 1340 به نزديك‌ترين متحد اسرائيل و بزرگ‌ترين پايگاه صهيونيسم در منطقه بدل گرديد. اين موفقيت تا حدود زيادي با نام يعقوب نيمرودي و شگردهاي زيركانة او پيوند خورده است. يعقوب نيمرودي به عنوان رابط موساد (سرويس «زيتون») با ساواك، نقش تبديل ساواك به زائدة سازمان اطلاعاتي محدود نبود و وي با هدايت «لرد ويكتور روچيلد» [يهودي] و در همكاري با «شاپور ريپورتر»، مجري طرح‌هاي پيچيده‌اي در عرصه‌هاي فرهنگي و اقتصادي، نيز بود. از جملة اين طرح‌ها بايد به تبليغ پيشرفت‌هاي «ملت ستمديدة يهود» در ميانة «درياي توحش عرب» و بهره‌گيري از «ناسيوناليسم ايراني» به منظور القاي پيوندهاي باستاني ايرانيان و يهود، همزمان با ترويج «عرب‌ستيزي» اشاره كرد. [... از سوي آنان،] چنين القا شد كه گويا بين آيين كهن ايرانيان و دين يهود، وجوه اشتراك فراوان بوده است؛ و همان‌گونه كه «كورش» منجي «قوم يهود» بود، ايران كنوني نيز بايد حامي و نجات‌بخش قوم يهود باشد. روشن است كه اين تبليغات، حرفي جز جدايي مردم ايران از ملل مسلمان منطقه و ايجاد همدردي با مهاجرين يهودي در فلسطين و يا حداقل بي‌تفاوتي را پي نمي‌گرفت. اين مشي تبليغاتي، حرفي جز جدايي مردم ايران از مردم مسلمان منطقه و ايجاد همدردي با مهاجرين يهودي در فلسطين و يا حداقل بي‌تفاوتي را پي‌نمي‌گرفت. اين مشي تبليغاتي، نقش پس پردة «روچيلد»هاي بريتانيا را در هدايت عوامل ايراني «اينتليجنس سرويس» نشان مي‌دهد. [در ضمن،‌ بايد] توجه داشته باشيم كه برخي از متنفذترين عوامل ايراني بريتانيا چون «قوام الملك شيرازي» و «ذكاءالملك فروغي» طبق روايت يهودي بوده‌اند.
حضرت امام خميني(ره) با آگاهي از همين واقعيت‌ها، پيامبروار هشدارد داد:
اسرائيل در تمام شئون سياسي و نظامي ايران دخالت دارد و ايران به صورت پايگاه نظامي اسرائيل درآمده و كشور زير چكمة يهود پايمال مي‌شود27
همچنين، امام يك خطر بزرگ فرهنگي را نيز گوشزد فرمود: «ذخاير ما اين جوان‌ها هستند. جوان‌هاي ما را دارند اغفال مي‌كنند؛ دارند به آنها تزريق مي‌كنند كه هر بدبختي شما داريد از اسلام است.»28
آن حضرت در ادامة همين سخنراني، دربارة تبليغات انحرافي و نيات پليد يهود در ايران، فرمود:
در دو روز پيش از اين، سه روز پيش از اين، در شانزده شهريور، در تهران، «دروازة دولت»، يك بساطي يهودي‌ها درست كردند: چهارصد پانصد نفر يهودي دزد دور هم جمع شدند و غايت حرفشان اين بوده است؛ يكي شعاري براي يكي دادند و يك فحش به يكي دادند. آن وقت گفته‌اند: «مجد مال يهود است. يهود برگزيدة خداست. ما ملتي هستيم كه بايد ما حكومت كنيم.»29
اين، نشان مي‌دهد كه در عصر پهلوي، يهوديان بسيار بيشتر از ديگر اقليت‌ها و حتي مسلمانان، داراي آزادي و اختيار بوده‌اند. بي‌فايده نيست كه به اعتراف يكي از نويسندگان يهودي در اين‌باره اشاره شود. «حبيب لوي» نوشته است:
سلطنت اين پادشاه بزرگ [رضاخان] انقلاب عظيمي در بهبود وضع آزادي و آسايش يهوديان ايران پديد آورد. و اگر گفته شود كه زمان «رضا شاه كبير» براي يهوديان ايران نظير زمان «كورش كبير» و عصر فرزند او «محمدرضا شاه» نظير عصر «داريوش اول» گرديد، راه اغراق نپيموده‌ايم. آزادي يهوديان ايران و اجراي اعلامية «بالفور» كه ـ در زمان رضا شاه كبير بود ـ و اجتماع پراكندگان در زمان محمدرضا شاه، اين دو نظر را تقويت و تأييد مي‌كند30
يكي از برنامه‌هاي بسيار مفتضحانه كه با طراحي يهوديان و صرف هزينه‌‌اي هنگفت، در زمان سلطة محمدرضا پهلوي، اجرا شد، «جشن دوهزار و پانصد سالة شيراز» بود:
اطراف مملكت ايران در اين مصيبت گرفتار هستند؛ و ميليون‌ها تومان خرج «جشن شاهنشاهي» مي‌شود. از قراري كه يك جايي نوشته بود، براي جشن خود تهران، هشتاد ميليون تومان اختصاص داده شده است. اين، راجع به خود شهر است. كارشناسان اسرائيلي مشغول به پا داشتن اين جشن هستند؛ و اين تشريفات را آنها دارند درست مي‌كنند: اين اسرائيل كه دشمن اسلام است و الآن درحال جنگ با اسلام است؛ اين اسرائيل كه «مسجدالاقصي» را خراب كرد ـ و ديگران مي‌خواستند ترميم كنند و روپوشي كنند جرم اسرائيل را ـ؛ نفت از ايران رفته است و در راديوهاي بزرگ دنيا گفته شده است كشتي نفت ايران براي اسرائيل كه در حال جنگ با مسلمين است رفته است. اينها كارهايي است كه برايشان بايد جشن گرفت.31
امام خميني(ره) ضمن نكوهيدن فسادگري‌هاي شاه و يهودي‌ها در ايران، سكوت برخي از روحانيان و طلاب را به باد انتقاد گرفت و از آنها خواست كه دست‌كم با نوشتن يك نامة اعتراض‌آميز، با اين فسادگري‌ها مقابله كنند:
اگر علماي ايران دسته‌جمعي اعتراض كنند، همه‌شان را مي‌گيرند؟ همة علماي ايران را مي‌گيرند و اعدام مي‌كنند يا تبعيد مي‌كنند؟! اگر از تمام مملكت ايران، حجت‌الاسلام و آيت‌الله دارد ـ اگر اينها اعتراض بكنند و اين مهر سكوت را بردارند و اين امضا را ـ كه سكوت آنها امضا حساب مي‌شود ـ اين مهر را بردارند، سكوت را بردارند، همة آنها را از بين مي‌برند؟! آنها اگر مي‌خواستند از بين ببرند، اولش خوب بود مرا از بين ببرند. نبردند از بين؛ صلاحشان نمي‌دانند. اي كاش صلاحشان بود! من مي‌خواهم چه كنم اين زندگي را؟ مرگ بر اين زندگي من!32
بزرگ پرچمدار اسلام پابرهنگان و مستضعفان، هرگونه حركت مرموز يهود در كشورهاي اسلامي را توطئه‌اي در مسير تحقق استراتژي توسعه‌طلبانة صهيونيسم و ترويج فرهنگ يهودي ـ بني‌اسرائيلي مي‌دانست. از اين رو،‌ بهانه‌هاي بني‌اسرائيلي عافيت‌طلبان و دنياخواهان خاموش را ناموجه شمرد و فرمود:
كفايت مي‌كند كه ما جمع بشويم در مسجد كذا و كذا و فقه بخوانيم و اصول بخوانيم، لكن غافل باشيم از همة جهات مسلمين؟ غافل باشيم از اين يهود مي‌خواهد ممالك اسلامي را قبضه كند؟ تا اينجا برسد؛ تا همه جا برسد؛ اين امور را مي‌خواهد خراب كند. ما بايد غافل باشيم از اين؟33

 

زين‌العابدين صديق


پي‌نوشت‌ها:
٭ پژوهة صهيونيت، ج1، مركز فرهنگي ضياء انديشه.
1. صحيفة نور، ج1، ص14؛ 1 فروردين 41.
2. همان، ص52، 28 ارديبهشت 42.
3. صحيفة نور، ج1؛ ص34؛ اسفند 1341.
4. همان، ص12؛ 17 شهريور 61.
5. صحيفة نور، ج16، ص38؛ 21 بهمن 60.
6. همان؛ ص128؛ 25 فروردين 61.
7. صحيفة نور، ج1؛ ص207.
8. همان؛ ص56؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
9. همان؛ ص57؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
10. همان، ص54؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
11. رحماني، شمس‌الدين، فرهنگ و زبان، ص129 و 130.
12. ر.ك: همان، صص170ـ125، فصل ويژه «محمدعلي خان فروغي». همچنين بنگريد به: كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج2.
13. فردوست، حسين، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي (جستارهايي از تاريخ معاصر ايران)، ج2؛ ص124.
14. همان، ص367.
15. صحيفة نور، ج1؛ ص62؛ 18 فروردين 1343.
16. همان؛ ص27؛ 1341.
17. همان، ص11؛ 10 فروردين 1341.
18.Walt Rostow.
19. جهت آشنايي بيشتر با اين يهودي، بنگريد به: سايه‌هاي قدرت از «جيمز پرلاف».
20. فردوست، همان، ج2؛ ص302.
21. امام خميني: «راه امام، كلام امام»، مصاحبه با روزنامة «السفير»؛ 1 بهمن 1357.
22. صحيفة نور، ج1؛ ص56؛ 13 خرداد 1342.
23. همان؛ ص77؛ 25 ارديبهشت 43.
24. فردوست، همان، ج2؛ ص126 تا 128.
25. صحيفة نور، ج1؛ ص157؛ 19 بهمن 49. و همان، ص46؛ 12 ارديبهشت 42.
26. همان؛ ص91 تا 92؛ 18 شهريور 43.
27. همان.
28. لوي، حبيب، تاريخ يهود ايران،‌ ج3، ص959.
29. صحيفة نور، ج1؛ ص168؛ 6 خرداد 50.
30. همان؛ ص170 و 171؛ 6 خرداد 50.
31. همان؛ ص170؛ 6 خرداد 1350.

ماهنامه موعود شماره 65


نوشته: زائربقيع در: جمعه هفدهم خرداد 1387 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
دلنوشته های یک مستبصر
کلیپ بسیار زیبایی از خواب مختار راجب به امام حسن
مراسم شب سوم دهه فاطمیه 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - حاج محمود کریمی
مراسم شب دوم دهه فاطمیه 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - حاج محمود کریمی
مراسم شب اول دهه فاطمیه 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - حاج محمود کریمی
دختر رسول خدا علیهاالسلام الگوی امام زمان(عج)
اگر میخواهی لیاقت دوستی با اهل بیت را داشته باشی مواظب صحبت کردنت باش!
مشق زندگی (7)
"شک" نقطه آغاز مسلمانی !
اسرار دعا از زبان استاد ارفع
آرشيو كامل
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
    حرم براي تو شه كرم مي سازه
    وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

لينك دوستان

< Html />

توضيحات

No Image No Image