از خانه برون آمد باز آن صنم طناز
من اسير زلف يارم من اسير زلف يار
محرم رازم حسين كعبه زينب حسين
از خيمه گه بيرون بيا با چشم تر ليلا
بين تموم شاهان شاهم فقط حسينه
شهزاده خير النساء رقيه بنت الحسين
سيدي العشاق يعني حسين
بين الحرمين بين الحرمين
چرا مادر علي اصغر گلوي خون فشان داري
اين علي را با خدايش نسبتي است
دوستش دارم چيكار كنم چيكار با عشق يار كنم
آدما ما رو ببينيد هي نگيد چرا چنينيد
اشك بر پرواز دل پر مي دهد
واي حسين واي حسين
شدم رسوا كه مي بينم توام ديوانه مي خواهي
تيغ بكش مرا بكش فراق را تمام كش
صنما شيداي توام در عشق تو رسواي توام
من از كودكي عاشقت بوده ام
فرشته بهشتم
يه رفيق دارم كه نامش حسينه
نوشته: زائربقيع در: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 |
تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ ميباشد. کپي برداري از اين سايت تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد.