" از سخنان امام صادق (ع) "
1. دل بستگي به دنيا مايه غم و اندوه ، و بي علاقگي وبي رغبتي به دنيا موجب آسايش جسم و جان است .
2. مؤمن را نسزد جز آنکه داراي سه خصلت بود : شناخت و آگاهي کامل از دين ، اندازه گيري نيکو در امر معاش و استواري و استقامت در برابر حوادث روزگار.
3. از دست رفتن و برآورده نشدن حاجت ، به از آن که آن را از نا اهل درخواست کني و سخت تر از خود مصيبت ، آن که هنگام ورودش به بدخلقي دچار گردي.
4. همزيستي مردم با هم ، پر پيمانه اي است که دو سومش هشياري و يک سومش ناديده گرفتن و چشم پوشي است .
5. شخصي از آن حضرت خواست که چيزي به وي بياموزد که بدان به سود دنيا و آخرت دست يابد و در عين حال جمله اي کوتاه و مختصر باشد ، حضرت به وي فرمود : دروغ مگو.
6. با پدرانتان نيکي کنيد تا فرزندانتان با شما نيکي کنند ، و با زنان مردم پاکدامن باشيد تا زنانتان پاکدامن باشند.
7. محبوب ترين دوستانم کسي است که عيوبم را به من هديه کند.
دوستي در منظر امام جعفر صادق (ع)
8. دوستي نباشد جز با شرائط خاص خود ، هر که داراي همه آن شرائط و يا لااقل برخي از آن شرائط بود دوست است، و گرنه او را دوست مخوان: نخست آنکه نهان و عيانش با تويکي باشد. دوم آنکه زيبائي تورا از خود داند و زشتي تورا زشتي خود شمارد . سوم اين که رسيدن به مال و يا منصب ، او رابا تو دگرگون نسازد . چهارم آنکه هر چه در توانش بود از تو دريغ ندارد. پنجم که جامع همه اين خصال است ، اين که هنگام گرفتاريها تورا تنها نگذارد.
پدر و مادر از نگاه امام
9. « ثلاث لم يجعل الله لاحد من الناس فيه رخصة : بر الوالدين برين کانا او فاجرين ، و وفاء بالعهد للبر و الفاجر، و اداء الامانة الي البر و الفاجر» سه چيز است که خدواند براي هيچکس در آنها استثنائي قائل نشده است :
خوش رفتاري با پدر و مادر ، نيک باشند يا بد ؛ وفاء بعهد ، خواه طرف مقابل خوب باشد يا بد ؛ و پرداخت امانت، خواه صاحب امانت نيک باشد يا بد.
خود ستايي از نظر امام
10. سفيان گويد : با امام صادق (ع) گفتم : روا است که آدمي خويشتن را بستايد؟ فرمود : آري ، آنجا که ضرورت اقتضا کند ، مگر سخن يوسف (ع) را نشنيده اي که گفت: مرا به خزائن زمين بگمار که من نگهداري دانايم و نيز سخن آن بنده شايسته خدا که گفت : من خير خواهي امينم؟!