سر به سجده می زاری ناله یا رب داری
نیمه جان بین بستر افتادی ای پدر جان
با دست غم گریه در عالم پا گرفته
قلب کوچه های شهر کوفه امشب بوی عزا می گیره
رفتی و با چشم گریان من ماندم و قلب سوزان
رو خاک ویروونه شام زبون گرفته مدام
به چشم انتظاری خیمه ها
نوشته: زائربقيع در: پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 |
تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ ميباشد. کپي برداري از اين سايت تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد.